مؤمن و كافر را فرامىگيرد ، قلب شنوندگان را مىربايد و اين يكى از جنبههاى اعجاز آن مىباشد . « 1 »
3 . برخى به مقايسه در تعريف سبك روى آوردهاند . اينان بر آنند كه سبك در انحراف از سبك معيار گفتار به سبك ديگر با شباهت در هريك مىباشد . « 2 » يعنى در بررسى سبك زهير بن ابى سلمى يا سبك متنبّى ابتدا بايد زبان معيار عصر هريك را بررسى نماييم و سپس دست به مقايسه بين سبك زهير و متنبّى بزنيم . اين امر نهتنها دشوار بلكه غير ممكن است ، چون ميان ما و روزگار آن دو فاصله بسيار است و اين كار در بررسى شعر زهير يا شاعر ديگر فقط از نظر زبانى متفاوت است . لذا ناقد سبكشناسى تنها مىتواند به بررسى سبكى اقدام نمايد كه تمام توجّهش را به تشخيص متن ادبى از هر متن زبانى يا متن ادبى ديگر معطوف نمايد . « 3 »
از جنبهء عملى نيز سبكشناسان برآنند كه هرچه كاربر زبان در دلالت واژگان يا ساخت تركيبها دخل و تصرف نمايد و آن را از حالت عادى خارج نمايد ، كلامش از ويژگى إخبارى به ويژگى انشايى منتقل مىشود . مثلا وقتى مىگوييم « به مردم دروغ گفتم » يا « جماعتى را كشتم » به هيچ ويژگى سبكى تكيه نكردهايم . اما وقتى مىخوانيم
فَفَرِيقاً كَذَّبْتُمْ وَ فَرِيقاً تَقْتُلُونَ
« 4 » درمىيابيم كه اين عبارت حاوى انحراف ساخت عادى است كه اولا « مفعول به » را مقدم نموده و ثانيا حذف ضمير كرده است ، چرا كه بايد مىگفت : فريقا كذبتموه . يا در اين سخن شاعر كه گفت :
و العين تختلس السماع ( چشم ، استراق شنوايى مىكند )
معمول آن است كه « چشم دزدكى مىبيند » . عدول به شنيدن ، ويژگى سبكى است .
علاوه بر اينكه اسناد فعل « دزديدن به چشم » مجاز عقلى نيز مىباشد . « 5 »
4 . برخى به تعبير بىطرفانهاى روى آوردهاند كه هيچ ويژگى سبكى ندارد ؛
هامش
( 1 ) معترك الأقران ، ج 1 ، ص 242 .
( 2 ) الاسلوب ، مصلوح ، ص 27 .
( 3 ) مدخل الى علم الاسلوب ، ص 36 .
( 4 ) بقره : 87 .
( 5 ) الاسلوب و الاسلوبية ، المسدى ، صص 163 - 164 .