سبك ، افزودهاى به آن تعبير است كه به سوى روند ويژهاى موافق با بافت حركت مىكند . پژوهش سبكى بر زدودن عبارت از ويژگيهاى سبكى آن براى دستيابى به آن گوهر بىطرف است . پس بررسى در جهت عكس نويسندهء متن حركت مىكند . « 1 » از اين گروه مىتوان به دى . كويسن اشاره كرد كه معتقد است « سبك به حد هنرهاى زيبا مىرسد و بر كسب بهرهء زيركانه ويژه و به دور از توجّه به موضوع توانا است و تأكيد مىكند كه سبك ارزشى مستقل از محتوا دارد . » « 2 » پس سبك پوشهاى است كه محتواى انديشه يا تعبير موجود را مىپوشاند و يا زينتى است افزوده به هستهء اصلى گفتار . بنابراين ، مىتوان تعبيرهاى خنثى را ، كه هيچ سبكى ندارند ، تصور كرد . لذا مفهوم سبك تنها با آثار بليغ مرتبط مىشود كه به وسيلهء آن متمايز مىگردند . « 3 » اينجا مىتوان به تعريف علم بديع در بلاغت عربى اشاره كرد كه بديع موجب زيبايى و پذيرش كلام پس از رعايت تطبيق آن با مقتضاى فصاحت آن مىگردد . « 4 » به عبارت ديگر ، مىتوانيم زيباييهاى لفظى و معنوى را از معناى كلّى و مجرّد جدا نماييم ؛ در ضمن اين زيباييها تنها به متون هنرى افزوده مىشوند .
گونههاى مجاز و تصويرهاى بلاغى نيز از اين نوع زيبايىها بهشمار مىآيند . اين مفهوم از سبك در دوران شكوفايى بلاغت سنتى در اروپا رايج بوده است . « 5 »
5 . برخى هم برآنند كه هر ويژگى زبانى دربردارندهء ارزش سبكى خاصى است و ويژگى زبانى ارزش سبكىاش را از محيط متن يا موقعيّتى مىگيرد كه سبك در آن موقعيت گفته شده است . پس سبك آن است كه بيان داراى ارزش تغييرپذيرى با توجّه به تغيير محيط و موقعيّت باشد . تحليل سبكى نزد طرفداران اين نظريه شكل بررسى روابط بين واحدهاى زبانى و محيط و بافت آن را مىگيرد . « 6 »
هامش
( 1 ) الاسلوب ، مصلوح ، ص 28 .
( 2 )Linguistics and Style , p . 13 .( 3 ) علم الاسلوب ، ص 76 .
( 4 ) الايضاح ، ج 1 ، ص 11 .
( 5 ) علم الاسلوب ، ص 89 .
( 6 ) الاسلوب ، مصلوح ، ص 29 .