سبكى كه در تعريف سبك اساسا به متن تكيه دارند ، از مفهوم عدول ( انحراف ) ناشى مىشوند . « 1 »
تعريفهاى سبك
بدون ترديد تعريف جامع و مانعى از سبك در دوران جديد غير ممكن است . اين امر ، در جهان پر از اختلاف در اصول فرهنگى و شاخهشاخه شدن اصل فرهنگ واحد ، طبيعى است .
تعريفهاى كلاسيك از روزگار ارسطو و تعريفهاى جديد تا بوفون و تا گوته داريم . گوته سبك را اصلى و الا و كارآمد از نگارش و تأليف مىدانست كه نويسنده وارد آن مىشود تا ساخت درونى موضوعش را كشف كند . « 2 » اين از امورى است كه مانع تعريف سبك مىگردد و نويسندگان را وامىدارد تا مقدمهء كتابشان را به بحث در ابهام اين اصطلاح اختصاص دهند ؛ « 3 » تا جايى كه برخى از آنان افراط كردند و پنداشتند كه با بيان مشكلات تعريف سبك و اعتراضهايى كه به آنها شده به نتيجهاى دلخواه مىتوان رسيد كه مشكلات را حل نمايد و آن اين كه سبك وجود خارجى ندارد . « 4 »
پس تعريف واحدى از سبك كه بيانگر مفهوم قابل قبول و يا نظريهاى كه پژوهشگران در بررسى آن إجماع داشته باشند وجود ندارد .
اما اختلاف به تشكيك در وجود سبك منجر نخواهد شد و اختلاف در باب سبك مثل اختلاف بر سر جمله در زبانشناسى است . علىرغم اينكه زبانشناسى مقولهء جمله را به كار مىبرد اما زبانشناسان بر سر تعريف آن اتفاق نظر ندارند ؛ علاوه بر اينكه اختلافات ناشى از اختلاف رويكرد در مسألهء سبك نيز مىباشد و
هامش
( 1 ) الاسلوب و الاسلوبيه ، المسدى ، ص 38 .
( 2 )Linguistics and Style , p . 11 .( 3 )The Problem of Style , p . 3 .( 4 ) علم الاسلوب ، ص 73 .