تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأسلوب في الإعجاز البلاغي للقرآن الكريم ( سبك شناسى اعجاز بلاغى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 51

مساهمون:

ص٥١
است شخصى و حال آن‌كه زبان اجتماعى و حاصل جامعه است . « 1 » زبان‌شناسى جديد وقتى كه به اجتماعى بودن زبان بر اصلى كه سوسور تصور مىكرد تكيه داده و ثبت كاربردهاى جارى زبانى پرداخت و به آثار مكتوب بسنده نكرد ، با پديدهء اختلاف افراد در به‌كارگيرى زبان مواجه شد . لذا دو ايدهء مهم در سبك‌شناسى پديد آمد : 1 . تفكيك بين زبان و كلام . سوسور اولين كسى است كه ميان آن دو تفكيك علمى دقيق افكند . زبان از نظر او نظامى است از رمزها كه مردم به وسيلهء آنها سخن يكديگر را مىفهمند . كلام تصوير زبان واقعى است كه فرد در حالتى خاص آن را به كار مىگيرد . بدون ترديد به‌كارگيرى فرد مطابق زبان است اما در جزئيات از فردى به فرد ديگر و از حالتى به حالت ديگر متفاوت است . هر فرد روشى در تلفظ حروف دارد و قاموس زبانى خاص خود را دارد و در ساختن جملات و ارتباط آنها با هم روش ويژه‌اى انتخاب مىكند . نقطهء آغاز سبك‌شناسى اين‌جاست كه به ويژگىهاى بارزى توجّه دارد كه زبان آن را در كاربرد برگرفته است . اين ويژگىها ، همان عوامل تشكيل دهندهء سبك است و به به‌كارگيرى افراد از زبان بازمىگردد . 2 . اختلافات زبانى ، كه غالبا به اختلاف موقعيّت‌ها برمىگردد ؛ يعنى هر گروه از مردم روشى خاص در به كارگيرى زبان دارند . واژگانى ميان زنان رايج است و واژگانى ميان مردان ؛ جوانان هم روشى دارند متفاوت از روش پيران و كودكان . كاربردهاى ديگرى نيز وجود دارند كه به شغل مربوطاند . مثلا پزشكان ميان خود به روشى سخن مىگويند كه با قضات متفاوت است و زبان گزارشهاى اقتصادى با زبان شعر متفاوت است . تفاوتهايى نيز وجود دارد كه تابع محيط اجتماعى سخنگويان است : زبان باديه‌نشينان با زبان شهرنشينان متفاوت است . برخى از تفاوتها نيز بسته به مناسبت
هامش
( 1 ) دور الكلمة فى اللغة ، ص 29 .