اما پيدايش سبكشناسى يا پژوهش سبكى با پژوهش جديد در باب زبان و پيدايش زبانشناسى جديد توسط سوسور همراه بوده است .
وى در اين زمينه از بازپژوهى در جامعهشناسى به ويژه در جامعهشناسى معروف اميل دوركهايم بهره برد .
دوركهايم پديدههاى اجتماعى را به عنوان پديدههايى تعريف نمود كه شبيه پديدههاى علوم طبيعى مورد بررسى قرار مىگيرند . اين پديدهها داراى طبيعت كلّى هستند نه فردى . در مفهوم پديده از نظر وى تمام موضوعهاى معرفت كه درك آنها به فعاليت عقلانى ممكن نيست ولى به تجربه و مشاهده ممكن است ، جاى مىگيرد . خود دوركهايم اشاره مىكند كه زبان را مىتوان پديدهاى دانست كه فردى نيست بلكه عام است .
سوسور روش وى را در بررسى زبان پى گرفت و زبان را مثل پديدههاى اجتماعى ، پديدهاى عام مىدانست و سه اصطلاح را در ارتباط با كلام بشرى تعريف نمود :
1 . كلام
( Parole )
كه يك فعل فردى ، عقلانى و هدفمند است .
2 . زبان بشرى
( Lanyaqe )
كه دو جنبهء بههمپيوسته دارد : فردى - اجتماعى ، كه زير نظام ثابتى قرار گرفته است و تابع روند تكاملى است و همواره نظامى است قائم به ذات و دستاورد زمان گذشته .
3 . زبان
( Langue )
كه پارهء محدودى از زبان بشرى و دستاورد جمعى توانش زبانى و مجموعهاى از سنتهاى ضرورى است كه هر جامعهاى آن را پذيرفته است تا افراد را در به كارگيرى اين توانش يارى رساند . « 1 »
هدف وى از تفكيك هر اصطلاح آن است كه به تعريف زبان برسد ، كه پديدهاى است قابل بررسى علمى . كلام فرد يك پديدهء اجتماعى نيست ، چون از سر آگاهى
هامش
( 1 ) علم اللغة العام ، صص 26 ، 27 ، 32 ، 33 .