را حازم القرطاجنى ( درگذشتهء 684 ه ) نيز بيان كرده است . ديدگاه وى در باب اعجاز قرآن اين است كه جنبهء اعجاز بلاغى از آن جهت است كه فصاحت و بلاغت در تمام جنبههاى آن استمرار دارد و در آن سستى يافت نمىشود و هيچكس بر آن توانا نيست ولى در تمام جنبههاى كلام عرب و گويشوران زبان عربى ، فصاحت استمرار ندارد جز در موارد اندك . آنگاه دچار ضعف بشرى مىشود و كلام نيكو از رونق مىافتد و لذا فصاحت در تمام جنبههاى آن ادامه نمىيابد بلكه در اجزاى پراكندهء آن يافت مىشود . « 1 »
وى در كتابش آورده است : « هر غرض شعرى داراى معانى و مقاصد است و اين معانى جهاتى دارند ، مثل توصيف معشوق ، خيمه و تپه و آثار ديار . سبك ، تصويرى است كه در اثر استمرار در اين جنبهها در نقش حاصل مىشود و آنگاه استمرار و شيوع در معانى ديگر ، غرض شعرى را مىسازد . « 2 »
اين يعنى اعجاز قرآن از حيث استمرار ويژگى سبك قرآنى به فصاحت و بلاغت در تمام زمينهها مىباشد . باقلانى مىگويد : « نظم شگفت و تأليف بديع آن با هم در جنبههاى مختلف مثل داستانپردازى ، موعظه ، احتجاج ، حكمت ، احكام ، بيم و اميد دادن ، وعده و وعيد ، خوف و رجا با هم تفاوت ندارند . »
كلام عرب در تمام اغراضش در فصاحت و بلاغت در يك رتبه از برجستگى استمرار ندارد بلكه دچار ضعفهاى بشرى مىگردد و فصاحت و بلاغت در آن هميشگى نيست .
باز باقلانى مىگويد : « با تأمل در شعر شاعرى بليغ تفاوت شعرش را با توجّه به احوالى كه بر او عارض مىگردد ، مىتوان دريافت . گاه در يك معنا به هدف مىرسد و چون به امر ديگر مىرسد ، سست مىگردد و متوقّف مىشود و اختلاف در شعرش آشكار مىگردد . اما با تأمّل در نظم قرآن درخواهيم يافت كه تمام جنبههايى
هامش
( 1 ) معترك الاقران ، ج 1 ، صص 28 - 29 .
( 2 ) منهاج البلغاء ، صص 363 - 364 .