تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأسلوب في الإعجاز البلاغي للقرآن الكريم ( سبك شناسى اعجاز بلاغى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 39

مساهمون:

ص٣٩
سبك خاص خود را دارد و در خارج از سبك‌هاى كلام معمول و متمايز از آنها است . » باقلانى ، سپس ، گامى فراتر از ابن قتيبه برمىدارد و سبك مخصوص قرآن را گونه‌اى از اعجاز مىشمرد . مىگويد : « اگر انديشه‌ورزى تأمل نمايد ، خارج بودن آن را از گونه‌هاى كلام و سبك‌هاى خطابه‌هاىشان درمىيابد . قرآن خارج از عادت و قاعده ، و معجزه است . اين ويژگى به تمامى قرآن برمىگردد و در تماميت آن وجود دارد . » « 1 » پيداست كه باقلانى به تثبيت اين وجه كه پيرامون اعجاز بلاغى قرآن نزد دانشمندان پيشين جريان داشت ، كمك نمود و در شرح و تفصيل و نظم‌دهى و سامان‌بخشى آن كوشيد . وى وجه اعجاز بلاغى را تقسيم‌بندى نمود . يعنى قرآن نظم بديع و تأليف شگفت دارد و در بلاغت به حدى رسيده است كه ناتوانى مردم نسبت به آن مشخّص مىشود . وى آن را به ده قسم تقسيم نموده كه از جمله فراتر بودن قرآن از سبك‌هاى رايج است . « 2 » چنين پنداشته مىشود كه سبك ، از نظر جرجانى ، با هنر چنان به هم آميخته شده كه به يك مفهوم واحد بدل گشته‌اند . وى اسلوب را به نوعى نظم و شيوه در آن تفسير نموده است . « 3 » اين‌كه معيار برترى از نظر وى نظم مىباشد ، بر اين دلالت دارد كه سبك همان هنرى است كه از يك سو نوآوران در آن مورد سنجش قرار مىگيرند و از سوى ديگر اعجاز در آن تبيين مىگردد . وى در نوعى استعاره ، كه آن را طرح ناب ناميده ، معتقد است كه وجه شبه از تصويرهاى عقلانى گرفته مىشود . مثل استعارهء نور براى بيان در آيهء « كسانى كه به او ايمان آورده و او را گرامى داشته و يارى كرده‌اند و از نورى كه همراه او نازل شده پيروى مىكنند ، اينان رستگارانند . » « 4 »
هامش
( 1 ) همان ، ص 35 . ( 2 ) همان . ( 3 ) دلائل الاعجاز ، صص 468 - 469 . ( 4 ) أعراف : 157 .
الأسلوب في الإعجاز البلاغي للقرآن الكريم ( سبك شناسى اعجاز بلاغى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 39 | سيد حسين سيدى / محمد كريم الكواز