مىگيرد . لذا وقتى گفته مىشود « أخذ فلان فى أساليب من القول » يعنى به مهارت و نوآورى و هرآنچه كه صبغهء تمايز در گفتار دارد ، دست يافت . به همين جهت زمخشرى التفات را چنين توضيح داده است : « طبق سنّت عرب در تفنّن كردن در كلام و تغيير در آن است ، چون براى نشاط شنونده و برانگيختن دقت او در شنيدن كلام ، انتقال از سبكى به سبكى ديگر ، از ايراد سخن در يك سبك واحد بهتر است . » « 1 » اين انتقال و تفنّن به قصد و ارادهء سخنگو صورت مىگيرد هرگاه آنرا با ايده و موقعيّت مناسب يابد .
سبك و آهنگ گفتار
آهنگ گفتار از حيث قصد و اراده به سبك نزديك است ، چون متكلّم گاه در سخن از مسيرش منحرف مىشود كه به نيّت و ارادهء او بستگى دارد . در قرآن آمده است : « اگر بخواهيم آنان را به تو مىنمايانيم ، آنگاه ايشان را به سيماىشان مىشناسى و آنان را از آهنگ سخنشان مىشناسى ، و خداوند [ ظاهر و باطن ] اعمالتان را مىداند . » « 2 »
زمخشرى عبارت « فى لحن القول » در آيه را « در شيوه و سبك » تفسير مىكند . « 3 » پس آهنگ گفتار از جهت قصد و اراده به سبك نزديك است . متكلم ، همانگونه كه در سبك به تفنّن روى مىآورد ، با انحراف در گفتارش شناخته مىشود .
پيامبر ص پس از نزول آيه ، منافقين را از كلامشان « 4 » ، از آن وجه پنهانى كه او مىفهمد نه ديگران « 5 » مىشناسد . چون كلامشان پنهان و از جهت درست و آشكار منحرف گشته است . « 6 »
آهنگ عموما تغيير كلام از قواعد جارى آن است . اين امر يا به حذف اعراب است و يا تصحيف كه ناپسند مىباشد و يا عدم تصريح در گفتار و به تعريض روى
هامش
( 1 ) الكشاف ، ج 1 ، ص 64 .
( 2 ) محمّد : 30 .
( 3 ) الكشاف ، ج 3 ، ص 538 .
( 4 ) العين ، ج 3 ، ص 230 .
( 5 ) التفسير الكبير ، ج 28 ، ص 70 .
( 6 ) مقايس اللغه ، ج 5 ، صص 239 - 240 .