محسوس است و انتقام از طرف خداوند بر ميزان و قدرت آن واقع مىشود . در آن بيانى است شگفت و بازداشتنى سخت كه حقيقت جاى آن را نمىگيرد . « 1 » اين متلاشى شدن از خشم به شدت جنايت كافران اشاره دارد ؛ تا جايىكه دوزخ هم آن را احساس كرد و خشمگين گشت ؛ با اينكه احساس ندارد . « 2 »
تقسيم ديگر استعاره نظر به امر بيرون از اركان معروف آن است . مثل استعاره مرشّحه كه با مناسبات مستعار منه مىآيد . « 3 » مثل آيهء
أَ فَمَنْ أَسَّسَ بُنْيانَهُ عَلى تَقْوى مِنَ اللَّهِ وَ رِضْوانٍ خَيْرٌ أَمْ مَنْ أَسَّسَ بُنْيانَهُ عَلى شَفا جُرُفٍ هارٍ فَانْهارَ بِهِ فِي نارِ جَهَنَّمَ
« 4 » . استعاره در شفا جرف هار است كه مراد باطل مىباشد . سپس استعاره با مناسبات مستعارمنه يعنى جرف آمده است . عبارت فانهار به فى نار جهنم ترشيح استعاره است كه تصوير آن را تكميل و تمثيل معنا را قوى مىسازد . پرتگاه را مجاز از باطل قرار داده است . « 5 » و فرمود فانهار به فى نار جهنم كه به معناى « باطل را در آتش دوزخ افكند » مىباشد ؛ اما براى مجاز صفتى آورده شده كه همان لفظ انهيار ( سقوط ) مىباشد تا تصوير نمايد كه اهل باطل ساختمانى را بر لبهء پرتگاهى از درههاى دوزخ بنا نهادهاند و آن پرتگاه آن را ساقط مىكند و در قعر دوزخ مىافتد . « 6 » توجه به باطل كه مستعار منه مىباشد با بافتى كه استعاره در آن آمده است ، سازگارى دارد ؛ اين آيه در بافت خبردادن دربارهء منافقان است كه مسجد را به ضرر مسلمانان و تقويت نفاق و تفرقه افكندن ميان جمعيت نمازگزاران ساخته بودند . پيامبر ص از نمازگزاردن در آن نهى نموده است .
خداوند مىفرمايد :
وَ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مَسْجِداً ضِراراً وَ كُفْراً وَ تَفْرِيقاً بَيْنَ الْمُؤْمِنِينَ وَ إِرْصاداً لِمَنْ حارَبَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ مِنْ قَبْلُ وَ لَيَحْلِفُنَّ إِنْ أَرَدْنا إِلَّا الْحُسْنى وَ اللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَكاذِبُونَ . لا تَقُمْ فِيهِ أَبَداً لَمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَى التَّقْوى مِنْ أَوَّلِ يَوْمٍ أَحَقُّ أَنْ تَقُومَ فِيهِ فِيهِ رِجالٌ يُحِبُّونَ أَنْ يَتَطَهَّرُوا وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُطَّهِّرِينَ
« 7 » .
هامش
( 1 ) الصناعتين ، ص 278 .
( 2 ) من بلاغة القرآن ، ص 221 .
( 3 ) الايضاح ، ج 2 ، ص 301 .
( 4 ) توبه : 109 .
( 5 ) معجم المصطلحات البلاغية ، ج 1 ، ص 154 .
( 6 ) الكشّاف ، ج 2 ، ص 215 .
( 7 ) توبه : 107 و 108 .