4 . پژوهش بلاغى عرب بر سه پايهء حقيقت و مجاز ، خبر و انشاء ، و لفظ و معنا بنا شده است . اين پايهها در دانشهاى سهگانهء بلاغى پراكنده شده است و در اصل بر ملاحظهء رابطهء بين معنا و سبك مبتنى است .
5 . نمىتوان سبكشناسى را بر بلاغت عربى منطبق نمود تا جايگزين آن گردد ، چون خاستگاه اوليهء آن دو متفاوت است . چنانكه پيدايش آن دو و روند تاريخى شان و موارد توجه به آنها براى ايجاد مرز بين آنها به اندازهء كافى با هم متفاوت هست . اما اين مانع نمىشود كه كسى در پى وجوه تطبيق بين آن دو و بهرهگيرى از آن در نوكردن پژوهش بلاغى باشد .
6 . در ميراث اعجاز بلاغى ، رويكردهايى وجود دارد كه دانشمندان به آن رويكردها توجه داشتهاند و سبك قرآنى را مورد بررسى قرار داده و پرده از اعجاز آن برداشتهاند . آن رويكردها هريك از يك دانشمند نيست بلكه بيش از يك رويكرد در تلاش دانشمندان يافت مىشود . مثلا خطّابى ، هم رويكرد ذوقى ، هم عقلى و هم زبانى را برگرفته است .
7 . هر رويكرد بر ايدهاى مبتنى است كه مقتضيات و راهبردهاى آن را دارد . در رويكرد ذوقى ، به عنوان مثال ، ذوق ، در مسألهء ناتوانى عرب و تحدّىشان به وسيلهء قرآن ، داور است ، داورى آن را پذيرفتهاند و به مطالب قرآن ايمان دارند . درك معجزهء بلاغى وجود ناقدى را مىطلبد كه در شناخت بلاغت در اوج باشد ، لذا درككنندهء اصيل بهويژه در دوران پس از دورهء نزول به دشوارى يافت مىشود .
8 . دانشمندان تنها به اثبات عربى بودن قرآن بسنده نكردهاند بلكه كوشيدهاند به كشف ويژگىهاى سبكى بپردازند كه آن را از ديگر كلام عربى متمايز مىسازد ؛ لذا به بررسى نظم و تأليف آن توجه ويژه نمودهاند و حتى تكيه در اعجاز بلاغى آن بلاغت نظم بوده است نه بلاغت عبارت .
9 . در جنبهء هنرى سبك قرآن براى هيچ پژوهشگرى اين امكان وجود ندارد كه نهايت زيبايى و جمال آن را مشخص نمايد ؛ چون پژوهشگر محدود است و هرچه
الأسلوب في الإعجاز البلاغي للقرآن الكريم ( سبك شناسى اعجاز بلاغى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 380
مساهمون: سيد حسين سيدى
ص٣٨٠