پس موازنه بين مسجد بنا شده بر تقوا و مسجد بنا شده بر باطل صورت گرفته و پرتگاه را در برابر تقوا قرار داد . » « 1 » ترشيح استعاره رابطه بين دلالت تصويرى آن و بافت آن ميان معانى آيات را آشكار مىسازد .
يا استعاره مجرده كه با لوازم و مناسبات مستعار له مىآيد . « 2 » مثل آيهء
وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا قَرْيَةً كانَتْ آمِنَةً مُطْمَئِنَّةً يَأْتِيها رِزْقُها رَغَداً مِنْ كُلِّ مَكانٍ فَكَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللَّهِ فَأَذاقَهَا
لِباسَ الْجُوعِ وَ الْخَوْفِ بِما كانُوا يَصْنَعُونَ
« 3 » .
تجريد ، در استعارهء لباس براى گرسنگى است به خاطر فراگيرى گرسنگى بر مردمان كافر آن شهر است ؛ چنانكه لباس آنها را فرامىگيرد . شريف رضى مىگويد :
« خداوند فرمود لباس الجوع نفرمود طعم الجوع و الخوف ، چون مراد از آن توصيف آن حالت فراگير است ، مثل فراگيرى لباس بر پوست ، چون سوز گرسنگى و ترس از بدحالى و رنگپريدگى و ضعف جسم از آنان ظاهر مىشود مثل لباس است كه آنها را فرامىگيرد . » « 4 »
اين تعبير دقيقى است از شدت گرسنگى و ترس ، تا جايى كه گويى چون لباس آنها را پوشانده و عملا آنها را گزيده است ، حتى بيشتر از تماس لباس با پوست . « 5 »
تجريد در اينجا بليغتر است به خاطر لفظ چشاندن كه مبالغه در درد درونى است . « 6 » يعنى استعاره گرسنگى با بافت تهديد سازگار است ، خداوند مثالى از عذاب شهر كافر و ناسپاس به نعمتها را زده است . اگر گفته مىشد « طعم الجوع و الخوف » آن مراد و مقصود را ، كه توصيف عذاب فراگير به تمام بدن است ، آشكار نمىكرد .
قزوينى مىگويد : « اگر گفته شود چرا نگفت « فأذاقها اللّه طعم الجوع و الخوف » ؟
پاسخ مىدهيم چون طعم و مزه ، هرچند با چشاندن تناسب دارد ، اما لفظ لباس در بيان گرسنگى و ترس فراگيرتر است و مثل لباس تمام بدن را فرامىگيرد . » « 7 »
هامش
( 1 ) الكشّاف ، ج 2 ، ص 215 .
( 2 ) الايضاح ، ج 2 ، ص 300 .
( 3 ) نحل : 112 .
( 4 ) تلخيص البيان ، صص 196 - 197 ؛ و الكشاف ، ج 2 ، ص 431 .
( 5 ) الصورة الفنية فى المثل القرآن ، ص 199 .
( 6 ) الاتقان ، ج 3 ، ص 138 .
( 7 ) الايضاح ، ج 2 ، ص 301 .