تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأسلوب في الإعجاز البلاغي للقرآن الكريم ( سبك شناسى اعجاز بلاغى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 375

مساهمون:

ص٣٧٥
عبد القاهر مىگويد : « به وسيلهء استعاره ، جماد را زنده و گويا ، گنگ را فصيح و معانى پنهان را آشكار مىبينى . . . اگر بخواهى معانى لفظى را ، كه از نهانگاه عقل هستند ، به تو مىنماياند ، گويى به گونه‌اى مجسم شده‌اند كه آنها را مىبينى . يا اوصاف جسمانى را چنان لطيف مىكند كه به حالت روحانى درمىآيند و پندار به آن نمىرسد . » « 1 » استعاره تقسيمات ديگرى هم دارد « 2 » كه ما آن دسته‌اى را برمىگزينيم كه دو طرف آن و وجه شبه جامع بين آن‌دو را فراگيرد به‌گونه‌اى كه تصوير به وسيلهء آن آشكار شود و بر جان مخاطب تأثير بگذارد . مثل آيهء
وَ تَرَكْنا بَعْضَهُمْ يَوْمَئِذٍ يَمُوجُ فِي بَعْضٍ وَ نُفِخَ فِي الصُّورِ فَجَمَعْناهُمْ جَمْعاً . وَ عَرَضْنا جَهَنَّمَ يَوْمَئِذٍ لِلْكافِرِينَ عَرْضاً
« 3 » ، كه موج ، يعنى حركت آب ، را براى حركت مردم در قيامت استعاره آورده است . استعاره آن گروه انبوه سرگردان پريشان را به تصوير كشيده است . « 4 » ميزان اين موج آن‌قدر زياد است كه به درياى خروشان تبديل شده است . استعاره با داستان ساختن سدّ توسط ذى القرنين متناسب است كه به قدرت خداوند در نابودى سدّ و رها كردن آنها كه درهم مىلوليدند ، اشاره دارد . مىفرمايد :
وَ آيَةٌ لَهُمُ اللَّيْلُ نَسْلَخُ مِنْهُ النَّهارَ فَإِذا هُمْ مُظْلِمُونَ
« 5 » . كلمهء نسلخ براى بيرون آمدن روز از شب استعاره شده است كه در اصل كندن پوست گوسفند را گويند . رمّانى مىگويد : « استعاره بليغ‌تر است ، چون « سلخ » يعنى بيرون چيزى كه لمس كردنى است ولى كندن آن به خاطر چسبندگى آن دشوار است . اينچنين است مقايسهء شب . » « 6 » كه عقب‌نشينى تدريجى نور و نفوذ تاريكى به جهان را براى چشم به تصوير مىكشد ، و وقتى كه نور عقب نشست ، آنچه كه در وراى تاريكى شب پنهان بود آشكار مىگردد . » « 7 » يا در آيهء
فَوَ رَبِّكَ لَنَسْئَلَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ . عَمَّا كانُوا يَعْمَلُونَ . فَاصْدَعْ بِما
هامش
( 1 ) اسرار البلاغة ، ص 41 . ( 2 ) الايضاح ، ج 2 ، ص 289 . ( 3 ) كهف : 99 - 100 . ( 4 ) الكشّاف ، ج 2 ، ص 499 . ( 5 ) يس : 37 . ( 6 ) النكت ، ص 82 . ( 7 ) من بلاغة القرآن ، ص 218 .