تُؤْمَرُ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِينَ
« 1 » . صدع يعنى شكسته شدن شيشه را براى تبليغ استعاره كرده است . شكسته شدن محسوس و تبليغ معقول است و جامع بين آندو تأثيرگذارى است . اين استعاره حقيقت آنچه را كه پيامبر ص آورده مجسم مىسازد و آن را در شكل محسوس يعنى شكسته شدن به تصوير مىكشد . فرمان به شكستن همچنين به معناى زلزله است كه مردم در زندگى و رفتار و عاداتشان با آن آشنا هستند . « 2 »
و فرمود :
وَ لَمَّا سَكَتَ عَنْ مُوسَى الْغَضَبُ أَخَذَ الْأَلْواحَ
« 3 » . استعاره در سكت است ؛ مستعارله خشم و غضب و مستعارمنه از بين رفتن خشم و وجه شبه در آنها از بين رفتن دو امر معقول هستند . اين استعاره مخاطب را به تصوير خشم مىرساند ؛ گويى انسانى است كه موسى ع آن را دفع مىكند و او را به انفعال و شورش تشويق مىكند ؛ آنگاه ساكت مىشود و موسى ع از تحريك آن دست برمىدارد . « 4 » اين استعاره هم با بافت آيات تناسب دارد كه خداوند يادآور مىشود ، قوم موسى ع گوسالهپرست شدهاند . مىفرمايد :
وَ اتَّخَذَ قَوْمُ مُوسى مِنْ بَعْدِهِ مِنْ حُلِيِّهِمْ عِجْلًا جَسَداً لَهُ خُوارٌ أَ لَمْ يَرَوْا أَنَّهُ لا يُكَلِّمُهُمْ وَ لا يَهْدِيهِمْ سَبِيلًا اتَّخَذُوهُ وَ كانُوا ظالِمِينَ
« 5 » . و فرمود :
وَ لَمَّا رَجَعَ مُوسى إِلى قَوْمِهِ غَضْبانَ أَسِفاً قالَ بِئْسَما خَلَفْتُمُونِي مِنْ بَعْدِي
« 6 » .
و فرمود :
وَ لَمَّا سَكَتَ عَنْ مُوسَى الْغَضَبُ
كه استعاره بر زمان بازگشت از خشم دلالت دارد و به بيان ضرر پرستش گوساله بازمىگردد ؛ چنانكه شخص ساكت انتظار كلام از او مىرود . « 7 » فرمود :
إِذا أُلْقُوا فِيها سَمِعُوا لَها شَهِيقاً وَ هِيَ تَفُورُ . تَكادُ تَمَيَّزُ مِنَ الْغَيْظِ كُلَّما أُلْقِيَ فِيها فَوْجٌ سَأَلَهُمْ خَزَنَتُها أَ لَمْ يَأْتِكُمْ نَذِيرٌ
« 8 » . استعاره در الغيظ است كه براى شدت جوشيدن به وسيلهء آتشافروزى استعاره شده است و امرى معقول مىباشد و جوشيدن محسوس . خشم براى آن ذكر شده است چون مقدار شدّت آن بر جان
هامش
( 1 ) حجر : 92 - 94 .
( 2 ) التصوير البيانى ، ص 212 .
( 3 ) اعراف : 154 .
( 4 ) من بلاغة القرآن ، ص 221 .
( 5 ) اعراف : 148 .
( 6 ) اعراف : 150 .
( 7 ) الصناعتين ، ص 278 .
( 8 ) ملك : 7 و 8 .