آسمانى و سخنان پيامبران مفيدتر نيست ، چون بيشتر آنها تخييلهايى هستند كه گامها از گذشته در آن لغزيدهاند . » « 1 » دربارهء آيهء
وَ ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ وَ الْأَرْضُ جَمِيعاً قَبْضَتُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ السَّماواتُ مَطْوِيَّاتٌ بِيَمِينِهِ سُبْحانَهُ وَ تَعالى عَمَّا يُشْرِكُونَ
« 2 » . مىگويد :
« خداوند از عظمت خويش و جلال جايگاه خود به شيوهء تخييل آنها را آگاه نموده است . فرمود و الارض جميعا . غرض از اين سخن ، اگر آن را بهطور كلى برگيريم ، تصوير عظمت خداوندى و توقف كردن در كنه ذات اوست . بىآنكه مشت و دست را به سمت حقيقت يا مجاز بريم . » وقتى تخييل در غير قرآن به كار مىرود ، ابن منير به شرح آن پرداخته و تخييل را به تمثيل تفسير نموده است . « 3 »
يا آيهء
وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى شَهِدْنا أَنْ تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هذا غافِلِينَ
« 4 » . عبارت
أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى شَهِدْنا
از باب تمثيل و تخييل است . يعنى « خداوند براى آنها دلايل و نشانههايى بر ربوبيت و وحدانيت خويش قرار داده كه عقل و بصيرتشان به آنها گواهى داده است و قادر به تشخيص گمراهى از هدايت نموده است ، گويى آنها را بر خودشان گواه گرفته و به آنان گفته است :
أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ
. آنها هم گويى گفتهاند : آرى تو پروردگار ما هستى و به وحدانيّت تو گواهى مىدهيم . باب تمثيل در كلام خداوند و پيامبر ص و در كلام عرب باب گستردهاى است . . . پيداست كه در آيهء كلام نيست بلكه تمثيل و تصوير معناست . » « 5 »
يا آيهء
وَ قَدِمْنا إِلى ما عَمِلُوا مِنْ عَمَلٍ فَجَعَلْناهُ هَباءً مَنْثُوراً
. « 6 » زمخشرى مىگويد : « در اين آيه نه قدمى در كار است و نه شبه قدم ، بلكه حال آنها و كردارشان در كفر ورزيدن و صلهء رحم و مدد به دردمند و ميهماننوازى و بخشيدن اسير و ديگر خوبىها و بزرگوارىهاى آنان به حال گروهى تمثيل شده است كه با سلطانشان مخالفت ورزيده و بر او شوريدند و سلطان آنها را تماما از بين برد و هيچ أثرى از آنها باقى
هامش
( 1 ) الكشّاف ، ج 3 ، ص 409 .
( 2 ) زمر : 67 .
( 3 ) الكشاف ، ج 3 ، ص 408 .
( 4 ) اعراف : 172 .
( 5 ) الكشّاف ، ج 2 ، ص 129 .
( 6 ) فرقان : 23 .