تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأسلوب في الإعجاز البلاغي للقرآن الكريم ( سبك شناسى اعجاز بلاغى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 370

مساهمون:

ص٣٧٠
چون صدقه‌هايى كه به خاطر رضاى خدا انفاق مىشود در اين مرتبه به‌سان باغى است نه مشتى خاك ؛ اگر در آن‌جا مشتى خاك بر سنگ صاف بوده است اين‌جا باغ بر بلندى قرار گرفته است . اين باران در دو حالت مشترك است اما در حالت نخست از بين مىرود و در حالت دوم مىروياند و حاصل‌خيز مىنمايد . در حالت نخست به سنگ برمىخورد و از چهرهء عبوس مثل آزار پرده برمىدارد و در حالت دوم به باغ اصابت مىكند و با خاك درمىآميزد و خوردنى بيرون مىدهد . اگر اين باران به آن اصابت نكند در آن حاصل‌خيزى و آمادگى و روياندن وجود دارد كه اندك باران آن را زنده مىگرداند .

2 . تخييل

آن است كه شاعر امرى را كه اساسا ثابت نيست ثابت مىنمايد و ادعايى مىكند كه راهى براى به‌دست‌آوردن آن نيست و سخنى را مىگويد كه در آن خود را مىفريبد و چيزى را مىنمايد كه ديدنى نيست . « 1 » پيداست كه حوزهء تخييل همان تصوير است اما از ميان آدميان به ادبا گرايش دارد ، چون خيالى كه ممكن است جرجانى و ديگران آن را مورد بررسى قرار دهند در ميان هم‌نوعان‌شان وجود دارد . اما خيال يا تخييل در قرآن كريم را از جانب آنان راهى نيست . اما برخى از دانشمندان آن را در حوزهء پژوهش قرآنى به خاطر تأويل آيات مبهم وارد نموده‌اند كه ظاهرا به تجسيم ذات خداوند و اعضاء و جوارح داشتن مربوط مىشود . زمخشرى مىگويد : « در علم بيان بخشى ظريف‌تر و لطيف‌تر از باب تخييل نمىيابى و هيچ بخشى در پرداختن به تأويل آيات متشابه در قرآن و ديگر كتابهاى
هامش
( 1 ) اسرار البلاغة ، ص 253 .
الأسلوب في الإعجاز البلاغي للقرآن الكريم ( سبك شناسى اعجاز بلاغى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 370 | سيد حسين سيدى / محمد كريم الكواز