آن مشتركند ظهور چيزى است كه طمع دارند به آن برسد به همراه محروميت و نااميدى به واسطهء از بين رفتن اسباب و علل . در اين وجه دو چيز تحقق يافته است كه سكّاكى در معناى تمثيل به آن اشاره كرده است ؛ وصف غيرحقيقى و تأليف آن از چند عنصر . « 1 »
قزوينى معتقد است كه تمثيل ، تشبيهى است كه وجه شبه آن وصفى است برگرفته از چند چيز . وى بر سكّاكى و مثالهاى وى اعتراض كرده است ، چون شرط كرده است كه وجه شبه غيرحقيقى باشد و مثالهايى را آورده كه وجه شبه آن حقيقى است . « 2 »
از نمونههاى اين تمثيل آيهء زير است :
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَ الْأَذى كَالَّذِي يُنْفِقُ مالَهُ رِئاءَ النَّاسِ وَ لا يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ صَفْوانٍ عَلَيْهِ تُرابٌ فَأَصابَهُ وابِلٌ فَتَرَكَهُ صَلْداً لا يَقْدِرُونَ عَلى شَيْءٍ مِمَّا كَسَبُوا وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكافِرِينَ . وَ مَثَلُ الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ تَثْبِيتاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ كَمَثَلِ جَنَّةٍ بِرَبْوَةٍ أَصابَها وابِلٌ فَآتَتْ أُكُلَها ضِعْفَيْنِ فَإِنْ لَمْ يُصِبْها وابِلٌ فَطَلٌّ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ
« 3 » .
خداوند در پى آن است كه براى مردم بيان نمايد كه صدقهء ريايى كه در پى آن منت نهادن و آزار باشد هيچ فايدهاى ندارد و ماندگار نيست . اين معناى مجرد را در تصوير حسّى خيالى به آنان منتقل كرده و آنها را به شكل سنگ سخت و صاف قرار داده كه تودهاى از خاك آن را پوشانده و گمان مىرود كه حاصل خير است اما همين كه باران اندكى بر آن ببارد ، به جاى آنكه آن را آمادهء حاصلخيزى نمايد ، آنچنانكه طبع زمين است ، آن را به صورت سنگى سخت رها مىكند و آن تودهء خاك از بين مىرود و حاصلخيزى آن به محاق خيال و گمان مىرود .
سپس معناى مقابل آن با از دست رفتن صدقههاى همراه با منت و آزار مىآيد كه همان انفاق به خاطر رضايت خداوند است . اينجا وجه ديگر تصوير است ،
هامش
( 1 ) مفتاح العلوم ، صص 185 - 189 ؛ و التعبير البيانى ، صص 63 - 64 .
( 2 ) الإيضاح ، ج 2 ، صص 249 - 250 .
( 3 ) بقره : 264 و 265 .