است كه باز آدمى نديده است ، يعنى سرهاى شياطين . اما تشبيه بر زشتى تصوير شياطين در جان آدميان تكيه كرده است ، هرچند كه آشكارا آن را نديده است . « 1 »
اگر تقسيم تشبيه قرآنى را مطابق رأى دانشمندان گذشته بدانيم « 2 » درمىيابيم كه نفس بهرهء بيشترى از آن مىبرد . مثل آيهاى كه در داستان نوح ع و كشتى وى آمده و امواج بلند چون كوه را درمىنوردد :
وَ قالَ ارْكَبُوا فِيها بِسْمِ اللَّهِ مَجْراها وَ مُرْساها إِنَّ رَبِّي لَغَفُورٌ رَحِيمٌ . وَ هِيَ تَجْرِي بِهِمْ فِي مَوْجٍ كَالْجِبالِ
« 3 » . تصوير بهگونهاى ترسيم شده است كه جان آن را حس مىنمايد . يعنى تشبيه موج به كوه براى چشم زمينهسازى مىكند كه امواج بلند و بزرگ را تصور نمايد و احساس ترس و وحشت كشتى نشستگان را منتقل نمايد ، چنانكه كسى كه در برابر كوههاى سترگ مىايستد نيز اين احساس را خواهد داشت . « 4 » يا فرمود : و
ذلِكَ وَ مَنْ يُعَظِّمْ حُرُماتِ اللَّهِ فَهُوَ خَيْرٌ لَهُ عِنْدَ رَبِّهِ وَ أُحِلَّتْ لَكُمُ الْأَنْعامُ إِلَّا ما يُتْلى عَلَيْكُمْ فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ مِنَ الْأَوْثانِ وَ اجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ . حُنَفاءَ لِلَّهِ غَيْرَ مُشْرِكِينَ بِهِ وَ مَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَكَأَنَّما خَرَّ مِنَ السَّماءِ فَتَخْطَفُهُ الطَّيْرُ أَوْ تَهْوِي بِهِ الرِّيحُ فِي مَكانٍ سَحِيقٍ
« 5 » .
تشبيه در اين آيه در پى فرمان به مسلمانان است كه مشرك نباشند . شرك را كه يك امر معنوى و عقلانى است براى آنان به صورت حال كسى تبيين مىكند كه از آسمان سقوط كرده و پرندگان گوشتش را به غارت مىبرند و يا باد او را به مكان نامعلومى مىبرد . اين حالت ، نيز عقلانى است ، چون درك آن به حواس نيست . البته تشبيه در جان عظمت و شكوهى در برابر صحنهء آن كس كه از آسمان سقوط كرده ، پى مىافكند كه تنها نابودى نصيب او خواهد شد . مىفرمايد :
مَثَلُ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ أَوْلِياءَ كَمَثَلِ الْعَنْكَبُوتِ اتَّخَذَتْ بَيْتاً وَ إِنَّ أَوْهَنَ الْبُيُوتِ لَبَيْتُ الْعَنْكَبُوتِ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ
« 6 » . سستى تكيهگاه مشركان يعنى پرستش غير خداوند را به عنكبوتى تشبيه كرده است كه در ساختن و نظمبخشى به خانهاش رنج مىبرد ولى سستترين خانه
هامش
( 1 ) البرهان ، ج 3 ، ص 421 .
( 2 ) همان ، ص 420 .
( 3 ) هود : 41 و 42 .
( 4 ) من بلاغة القرآن .
( 5 ) حج : 30 - 31 .
( 6 ) عنكبوت : 41 .