گزينش تشنه به جاى بيننده به تصوير عمق مىبخشد و به سوزش و شدت نياز و سپس خوارى و اوج ناتوانى اشاره دارد .
4 . بحث در ساخت و بررسى ويژگىهاى آنكه معانى پنهان را آشكار مىسازد و شكوه تشبيه در آيه ، بنا به قول رمّانى ، باز به زيبايى نظم و گوارايى لفظ و كثرت فايده و درستى دلالت بازمىگردد .
اين نگرش چندگانه را مىتوان بر بقيهء وجوه تشبيه كه ذكر كرده ، تطبيق داد . « 1 » خداوند دربارهء بنى اسرائيل مىفرمايد :
وَ إِذْ نَتَقْنَا الْجَبَلَ فَوْقَهُمْ كَأَنَّهُ ظُلَّةٌ وَ ظَنُّوا أَنَّهُ واقِعٌ بِهِمْ خُذُوا ما آتَيْناكُمْ بِقُوَّةٍ وَ اذْكُرُوا ما فِيهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ
« 2 » . زمخشرى مىگويد : و إذ نتقنا الجبل فوقهم يعنى آن را برافراشتيم ، مثل آيهء
وَ رَفَعْنا فَوْقَهُمُ الطُّورَ
« 3 » و ظلّة يعنى چتر ، هرچه آدمى را مثل سقف يا ابر فراگيرد . چون يهوديان إبا داشتند از اينكه احكام تورات را به خاطر سختى و سنگينىاش بپذيرند ، خداوند طور را بر بالاى سرشان به مقدار اردوگاهشان بالا برد . به آنان گفته شد بايد آن را بپذيريد و گرنه بر شما فرو خواهد ريخت . وقتى به كوه نگريستند تكتك آنها بر زمين افتادند و به گونهء چپ به زمين خوردند و با چشم راست به كوه مىنگريستند تا مبادا كوه سقوط كند . « 4 »
جدا شدن و برافراشته شدن كوه بر سر يهوديان چيزى است كه در تصور روشن نيست ، چون هرگز كوهى را نديديم كه از جايش كنده شود و بر بالاى سر قومى قرار گيرد . چنانكه براى يهوديان كه بر احكام تورات شوريدند ، چنين شد . قرآن كريم اين تصوير غيرعادى را به صورت چتر ، تصوير كاملا عادى ، مربوط ساخته است و بدين ترتيب مشبه از غرابت و ابهام به عادى بودن و وضوح منتقل مىشود .
مىفرمايد :
سابِقُوا إِلى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَ جَنَّةٍ عَرْضُها كَعَرْضِ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ أُعِدَّتْ لِلَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ
« 5 » . رمّانى مىگويد :
« در اين بيان شگفت چيزى است كه در جان عظمت و بزرگى جاى مىدهد . » « 6 » شايد
هامش
( 1 ) الاعجاز البلاغى ، صص 101 - 111 .
( 2 ) اعراف : 171 .
( 3 ) نساء : 154 .
( 4 ) الكشّاف ، ج 2 ، ص 129 .
( 5 ) حديد : 21 .
( 6 ) النكت ، ص 77 .