تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأسلوب في الإعجاز البلاغي للقرآن الكريم ( سبك شناسى اعجاز بلاغى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 363

مساهمون:

ص٣٦٣
تشبيه به ترسيم تصويرى در برابر حالت مؤمنانى مىپردازد كه خداوند به آنان بهترين پاداش را وعده نموده است . رمانى با ديدگاه‌هاى متعدد به اين تشبيه نگريسته است كه آن را به مفهوم تصوير در دورهء جديد نزديك مىسازد . « 1 » وى از چند جهت به تشبيه مىنگرد « 2 » : 1 . توجه به عنصر بيان و كشف در آن ، اين تشبيه امرى را ابراز مىنمايد كه با انديشه‌ورزى در تصويرى كه به حس درك مىشود ، قابل درك است . اعمال كافرانى كه در آرزوى سود اعمالشان هستند - مثل نيكى كردن و صلهء رحم - در روز قيامت هيچ پاداشى نمىيابند ، درحالىكه سخت به اين پاداش نيازمندند . اين حالت را تشبيه در تصويرى محسوس آشكار كرده است ، تصوير سرابى كه گويى آب است ، شخص تشنه به آن دل مىبندد و هرچه بيشتر مىكوشد تا به آن برسد بيشتر تشنه مىشود و همين‌كه به آن رسد چيزى نمىيابد و با ترس و وحشت مواجه مىشود . معناى ذهنى در اين‌جا در تصويرى زنده قرار گرفته كه حركت مىكند و چشم آن را مىپايد و انديشه به رخداد و بيابان و حرارت و تشنگى و رنج و سختى بدل شده است . 2 . استخراج صفت مشتركى كه دو طرف را وحدت مىبخشد و محتوا در آن وجود دارد ، تصوير شخص تشنه و سراب در اين‌جا آورده شده است تا بر بىبهره بودن كافر از اين اعمال با شدّت حرص وى بر اين سودمندى تأكيد نمايد . اين مطلب در سوزش شخص تشنه و آنگاه ناكامى وى در دستيابى خواسته‌اش تجلى مىيابد . 3 . توجه به عناصرى كه تصوير از آن تشكيل شده است ، چون دقت در گزينش اين عناصر است كه به تصوير غنا مىبخشد و آن را بر بيان و اشاره تواناتر مىسازد . پس
هامش
( 1 ) تصوير ادبى بر ساختارش كه به وحدت موضوعى در اثر ادبى منجر مىشود بر تكامل و در شكل‌گيرى آن بر تناسب تكيه مىكند ، به‌گونه‌اى كه تناسب بين آن و آنچه كه عقل نويسنده تصويرى دقيق ارائه مىنمايد شكل مىگيرد و در ارتباط و پيوند آن بر وحدت تكيه دارد تا به اثرى هنرى با اشاره در تعبير آن و همكارى جزئى در تكامل و إتمام آن برسد . پس تصوير ادبى يك عمل تركيبى است و بر جزئيات اثر ادبى اطلاق مىشود كه وحدت و تكامل آن را شكل مىبخشد و از اين واحدهاى جزئى ، تصوير كلى تشكيل مىشود . ( النقد التطبيقى ، صص 139 - 142 ) . ( 2 ) النكت ، صص 75 - 76 .