خواسته تشبيه بر علم بديهى تكيه كند ، يعنى عرض در مقايسه با ابعاد از طول كمتر است و خداوند عرض بهشت را به عرض آسمان و زمين تشبيه نموده است . اين عرض دور است و انسان نمىتواند آن را درك نمايد ولى در جانش عرض بهشت جاى مىگيرد . زمخشرى مىگويد : « ذكر عرض بدون طول براى آن است كه هرچه طول و عرض داشته باشد عرضش از طولش كمتر است و هرگاه عرض گسترده باشد طول آن نيز گسترده و بلند است . » « 1 » تشبيه قرآنى در اين آيه بر امور بديهى و آشكار تكيه كرده است و توضيح داده است كه عرض بهشت گستردهتر و پهناورتر است ، چون جانها آن را به خوبى درمىيابند . پس تصوير ، بعد فراخى را براى عرض بهشت بدون دشوارى در تصوير ، توصيف مىنمايد .
خداوند فرمايد :
وَ لَهُ الْجَوارِ الْمُنْشَآتُ فِي الْبَحْرِ كَالْأَعْلامِ
« 2 » . تشبيه در بافت شمارش نعمتهاى خداوند است كه با مجموعه آياتى نظم يافته كه به ذكر نعمت خداوند در دريا اختصاص دارد . مثل
مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيانِ . بَيْنَهُما بَرْزَخٌ لا يَبْغِيانِ
« 3 » و
يَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَ الْمَرْجانُ
« 4 » . ملاحظه مىشود كه تشبيه بر قدرتى توجه مىدهد كه بر كشتيها با آن عظمت چيره است و بهرهورى از آن و درنورديدن مسافتهاى طولانى در دريا در آن آمده است « 5 » . وجه شبه عظمت است كه در كوهها قوىتر است . مراد آشكار نمودن يكى از مظاهر قدرت خداوند است كه حركت اين كشتىهاى عظيم را بر سطح آب ميسّر مىنمايد .
اين تشبيه با تشبيه قبلى متفاوت است . جامع بين دو طرف تشبيه توجه به قدرت و ضعف صفت است . اين در تشبيههاى پيشين موجود نبوده است ، يعنى توجه به سطح آگاهى از جامع يا صفت مشترك بين مشبه و مشبهبه .
دربارهء درخت زقوم مىفرمايد :
إِنَّها شَجَرَةٌ تَخْرُجُ فِي أَصْلِ الْجَحِيمِ . طَلْعُها كَأَنَّهُ رُؤُسُ الشَّياطِينِ
« 6 » . شكوفه درخت زقوم را ، كه آدمى آن را نديده است ، به چيزى تشبيه كرده
هامش
( 1 ) الكشّاف ، ج 4 ، ص 65 .
( 2 ) رحمن : 24 .
( 3 ) رحمن : 19 - 20 .
( 4 ) رحمن : 22 .
( 5 ) النكت ، ص 78 .
( 6 ) صافّات : 64 - 66 .