بر آن را ناديده مىگيرد . « 1 » و بالاخره ديدگاهى كه ميان دو پژوهش به برابرى قايل است بهگونهاى كه مىتوان گفت سخن گذشتگان در باب تشبيه ، استعاره ، تمثيل و كنايه و مجاز همان سخن امروزيان در باب خيال و تصوير شعرى است . « 2 » اما بهرهگيرى از اين مفاهيم در بررسى تصوير قرآنى با دشوارى روبرو مىشود كه ناشى از اختلاف خاستگاه در بررسى است ، چون خاستگاه اغلب بررسىهاى تصوير در دوران جديد متأثر از بررسىهاى غريبان است و به فلسفهء پوزيتيويسم برمىگردد كه پديدهها را براساس منشأ قراردادى و بشرى كه دارند مورد بررسى قرار مىدهد و امور دينى - غيبى را در آن راهى نيست .
در ضمن ، بررسىهاى تصوير با تجربهء بشرى و توانمندىهاى انسان و فرهنگ و سرشت وى مرتبط است .
پيداست كه اين امور را نمىتوان در پژوهش قرآنى مورد بررسى قرار داد ، چون پديدآورندهء قرآن را نمىتوان با معيارهاى بشرى مورد سنجش قرار داد . چون خصوصيت كلام او اين است كه لازمهاش ويژگىاى در روش بررسى تصوير قرآنى مىباشد . لذا بر آن شديم تا راه دانشمندان گذشته را پى گيريم كه راههاى اين بررسى را گشوده و از ثمرهء آن فراوان بهره بردهاند ، بهويژه تصوير به تشبيه و تمثيل و استعاره كه اينها اصول برجسته و عمدهء زيبايىهاى كلام مىباشند . « 3 »
تصوير به تشبيه
اگر تشبيه در پى معانى بيايد به آن كمال و جمال مىبخشد . « 4 » عربها از آن در كلامشان بهرهها بردهاند ، تا جايى كه نزد ايشان به روش مشهورى بدل گشته و ادباى قديم و جديد به آن راه رفته و در موارد فراوانى بخشنده را به دريا و باران ، شجاع را به شير ، زيبا را به خورشيد و ماه تشبيه نمودهاند . انسانها هم در تشبيه به شهرتهاىشان به
هامش
( 1 ) التصوير البيانى ، 18 و 19 .
( 2 ) المجاز و أثره ، ص 51 .
( 3 ) اسرار البلاغه ، ص 26 .
( 4 ) البرهان ، ج 3 ، ص 414 .