رمزهايى بدل گشتهاند . مثل سموأل در وفادارى ، حاتم در بخشندگى ، باقل در ناتوانى و هبنقة در كودنى . « 1 »
كثرت تشبيه در قرآن برخى از دانشمندان را بر آن داشت كه كتابى مستقل در باب آن بنويسند . مثل الجمان فى تشبيهات القرآن ، از ابن ناقيا ( درگذشتهء 585 ه ) . البته پژوهش تشبيه در قرآن از ديرباز بوده است و خود مقصود نبوده است ، چنانكه بعدها نيز چنين گشت و به صورت پراكنده درآمد . مثل ابو عبيده كه به مجازهاى قرآن پرداخت « 2 » . يا كسانى مثل جاحظ « 3 » كه به طعن اهل تشكيك در سبك قرآن مىپرداختند . يا آنانكه در كتابهاى اعجاز قرآن به آن پرداختهاند ، مثل رمّانى . « 4 »
تلاشهاى اين دانشمندان و ديگران سرچشمههايى هستند كه در رود تشبيه ريزش كرده تا جايى كه بررسى آن مبحث كاملى از مباحث علم بيان گشته است .
رمّانى در اينباره مىگويد : « تشبيه نوعى پيوند است كه يكى از دو چيز در حس يا عقل جانشين ديگرى گردد ؛ تشبيه يا در قول است يا نفس . در قول مثل « زيد شديد كالأسد » . « كاف » مشبّه را به مشبهبه پيوند زده است . در نفس اعتقاد به معناى اين سخن است . تشبيه حسى مثل آب و طلا كه يكى جاى ديگرى را مىگيرد . تشبيه نفسى مثل تشبيه قدرت كسى به قدرت ديگرى . قدرت قابل مشاهده نيست ، اما جانشين شدن ديگرى قابل فهم است . « 5 »
اين متن بر چند چيز دلالت دارد از جمله اينكه مراد از پيوند ، پيوند كلام و هيئت آن را بر صورتى اقامه كردن است ، يعنى يكى از دو چيز شبيه ديگرى است و در صفت مشترك جانشين آن مىگردد . مثل « زيد شديد كالأسد » . كاف مشبّه را به مشبّهبه پيوند زده است .
پس تشبيه رابطهاى است نزديك كه دو طرف را وحدت مىبخشد كه اين
هامش
( 1 ) الصناعتين ، ص 249 .
( 2 ) مجاز القرآن ، ج 1 ، ص 269 .
( 3 ) الحيوان ، ج 1 ، صص 211 ، 212 ، و ج 2 ، صص 15 - 17 .
( 4 ) النكت ، ص 74 .
( 5 ) همان .