تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأسلوب في الإعجاز البلاغي للقرآن الكريم ( سبك شناسى اعجاز بلاغى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 361

مساهمون:

ص٣٦١
قرآن سه صفت را از حيث حجم و استقامت و رنگ با هم آورده است . زمخشرى مىگويد « وقتى هلال مىآيد ، باريك است و منحنى و زردرنگ ، پس از سه جهت تشبيه صورت گرفته است . » « 1 » اما تشبيه ابن رومى كه تقليد از قرآن است تنها به جنبهء ضعف شاخه محدود شده است و همچون دلالت آيه به ديرينگى ، بر معانى بسيارى دلالت ندارد . شعر در ابراز يك جنبه طولانى است و آيه با دلالت‌هاى بسيار ، كوتاه . مثل مقايسهء تشبيه همين آيه با شعر ابن معتز دربارهء هلال :
انظر اليه كزورق من فضة * قد أثقلته حمولة من عنبر
شاعر براى هلال در پى چيزى است كه مرتبهء آن را بالا برد و لذا آن را به زورقى نقره‌اى و پر از عنبر تشبيه كرده است . اما احساس ما را به زيبايى هلال زياد نمىكند و قابل تصور نيست . در كنار هلال زيبا تصويرى زشت و خيالى قرار داده است . حال آن‌كه تشبيه در آيه تصويرى است بيانگر احساس بصرى و نفسى ، چون ماه مايهء زيبايى آسمان و پادشاه شب و پيوسته در منزلگاهش در حركت است و پس از اين گردش زيبا و نور درخشان ، ظلمت شب را از بين مىبرد و ترس و وحشت آن را به أنس بدل مىسازد . پس از همهء اينها باريك مىگردد به‌طورى كه چشم به زور آن را مىبيند . گويى در آسمان ستاره‌اى است سرگردان كه هيچ اهمّيّتى ندارد و به آن توجهى نمىشود . « 2 » علاوه‌بر اين‌كه عبارت حتى عاد در لابه‌لاى ماجراى يك سفر طولانى است كه از هلال آغاز نموده و سپس در حركتى طولانى باز مىگردد . اين پايان با پايانه‌ها در آيات بافت هماهنگ است . مىفرمايد :
وَ آيَةٌ لَهُمُ اللَّيْلُ نَسْلَخُ مِنْهُ النَّهارَ فَإِذا هُمْ مُظْلِمُونَ . وَ الشَّمْسُ تَجْرِي لِمُسْتَقَرٍّ لَها ذلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ . وَ الْقَمَرَ قَدَّرْناهُ مَنازِلَ حَتَّى عادَ كَالْعُرْجُونِ الْقَدِيمِ
« 3 » . اين سه آيه بوى باد عدم مىدهد و روز با حركتش از شب جدا مىشود و تاريكى باقى مىماند و خورشيد حركت مىكند و سپس در
هامش
( 1 ) الكشّاف ، ج 3 ، ص 323 . ( 2 ) من بلاغة القرآن ، صص 189 - 192 . ( 3 ) يس : 37 - 39 .