زيباترين صورت لفظ . « 1 » مىتوان گفت رساندن معنا به قلب در زيباترين تصوير يا بيان ، تفسير همان سخن مشهور جاحظ است . گويى جاحظ نظر داشت كه فهماندن معنا ناگزير بايد فهماندنى مؤثر باشد . به عبارت ديگر ، شاعر از خلال ارتباط با جنبههاى محسوس و جلوههاى روشن ، كه امروزه آن را تجسم مىگوييم ، به عمل تأثيرگذار مىپردازد . « 2 »
عبد القاهر متوجه اين نكته شده بود كه ايدهء تصوير را به ذهن نزديك نمايد و آن را به بافت ديبا و ساخت دستبند تشبيه نموده است و از عبارت پربار و سرشار جاحظ بهره گرفته و مىكوشد تا مفهوم تصوير را با تصحيح سخنان برگزيده در مقايسهء كلام يا شعر با صناعت ، آشكار نمايد . « 3 » وى در دليل آوردن بر ايدهء اختلاف تصوير در دو تعبير به تفصيل سخن گفته و شعر را كه معتقد بود در يك معنا هستند بر دو قسم تقسيم نموده است :
1 . بخشى كه شاعر معنا را ساده آورده و شاعرى ديگر به صورت زيبا و شگفت .
2 . بخشى كه هريك از دو شاعر معنا را ساخته و پرداخته كرده است . جرجانى نمونههاى زيادى را در اين مورد آورده است . « 4 »
وى با تكيه بر سخن جاحظ و توجيه آن ، در نظريهء نظم از آن بهره برده است و مفهوم تصوير از ديدگاه گذشتگان را براى ما تبيين كرده است . مىگويد : بدان منظور از تصوير ، همان تمثيل و قياسى است از آنچه كه با عقلمان در مىكنيم . وقتى مىبينيم ميان تكتك مردم اختلاف از جهت تصوير است و تفاوت انسانى با انسانى و اسبى با اسبى به يك ويژگى است كه در اين تصوير وجود دارد ، در مصنوعات نيز وضع چنين است ، در انگشتر و دستبند نيز چنين است ، آنگاه ميان معنا در يك بيت و بيت ديگر تفاوتى در عقلمان مىيابيم و در بيان آن تفاوت
هامش
( 1 ) النكت ، ص 69 ؛ بيان اعجاز القرآن ، ص 24 ؛ و اعجاز القرآن ، صص 35 و 183 .
( 2 ) الصورة الفنية ، ص 39 .
( 3 ) دلائل الاعجاز ، صص 260 - 261 .
( 4 ) همان ، صص 489 - 508 .