فرهنگها و تحول روزگار بوده است . تصوير از نظر طرفداران رويكرد تصويرى در شعر در اين نكته تجسّم مىيابد كه شعر بيان به وسيلهء تصويرهاى مجسّمكنندهء پديدهها و موضوعهايى است كه به آن مىپردازند و زاييدهء عاطفه و انديشه است .
دلالت ديگرى از تصوير و فراگيرتر از دلالت پيشين وجود دارد كه روانشناسان و دانشمندان زيباشناس به كار مىگيرند كه در حاضر نمودن ادراك حسى بواسطهء عقل متجلى مىشود و ضرورتا آن امر ديدارى نيست . لذا مدركات ديگر حواس - شنيدارىها ، بويايىها ، چشيدنىها و لمسكردنىها - هم در آن داخل مىشوند .
اين حاضر نمودن يا توليد مدركات حسّى يعنى تصوير ، حوزهء اختلاف ميان بشر با توجه به اختلاف آنها در انواع تجربههاى حسّيى است كه هريك از سر گذراندهاند .
برخى بر اين باورند كه تصوير ، اصل قصيده است و قصيده تصويرى كلى و تشكيل شده از مجموعهاى از تصويرهاى جزئى است . برداشتهاى ديگرى غير از اينها نيز وجود دارد . « 1 »
حوزهء تصوير در اثر اختلاف برداشتهاى آن مختلف است . برخى از ناقدان در آن توسّع به خرج دادهاند بهگونهاى كه اثر ادبى با تمام ابعادش را شامل مىشود . گويى تصوير از نظر آنها نوعى از تصور وجود است يا گويى برابر است با آنچه كه برخى از ناقدان آن را رؤيا يا جهان نويسنده يا شاعر مىنامند و در برابر اين رأى ناقدان ديگر تصوير را در استعاره و تشبيه محدود مىنمايند . « 2 » لذا آراى پژوهشگران در برداشت از تصوير متفاوت است . ديدگاهى بررسى تشبيه ، استعاره و كنايه را طبق روش بلاغت عربى حذف و آن را در بررسى تصوير ادبى قرار مىدهد . « 3 »
ديدگاهى ديگر بررسى تشبيه ، مجاز و كنايه را زيرمجموعهء اصطلاح تصوير و خيال جاى مىدهد و موضوع علمى مربوط به اين بخشها را از بين برده و تأثير قرآن
هامش
( 1 ) التعبير البيانى ، صص 166 ، 167 ، 173 ، 179 .
( 2 ) مدخل الى علم الاسلوب ، ص 56 .
( 3 ) فى اللغة و دراستها ، ص 236 .