وحدت به خاطر اتحاد يا اشتراك در صفت يا حالتى يا مجموعهاى از صفات و حالات مىباشد . اين رابطه گاه به مشابهت حسى تكيه دارد و گاه به مشابهت در حكم يا مقتضاى ذهنى كه دو طرف را به هم مرتبط مىسازد ، بىآنكه ضرورتا دو طرف در شكل مادى يا در بسيارى از صفات محسوس مشترك باشند . « 1 » ابو هلال عسكرى مىگويد : « تشبيه چيزى به چيزى درست است ، حتى اگر از يك جهت به هم شبيه باشند . مثل « وجهك مثل الشمس و مثل البدر » . هرچند كه در روشنى و بلندمرتبهاى مثل آن نباشد ، تشبيه آن به واسطهء معنايى است كه آن دو را وحدت بخشيده است يعنى زيبايى .
بنابراين ، آيهء
وَ لَهُ الْجَوارِ الْمُنْشَآتُ فِي الْبَحْرِ كَالْأَعْلامِ
« 2 » . تشبيه مركبها به كوهها به خاطر عظمت آن است از جهت صلابت و استوارى آن ، اگر دو چيز در تمام جهات به هم شبيه باشند ، يكى مىباشند . « 3 »
تأثير روانى تشبيه قرآنى
تشبيه قرآنى خالى از تأثير روانى بر مخاطب نيست ، شايد اين مسأله ناشى از اين باشد كه خداوند از پنهانىهاى روان بشرى آگاه است . اين در مقايسهء تشبيههاى قرآن با غير قرآن روشن و هويدا است . مثل آيهء
وَ الْقَمَرَ قَدَّرْناهُ مَنازِلَ حَتَّى عادَ كَالْعُرْجُونِ الْقَدِيمِ
« 4 » و مقايسهء آن با شعر ابن رومى :
تأتى على القمر السارى نوائبه * حتى يرى ناحلا فى شخص عرجون
ابو هلال مىگويد اين شعر كجا و لفظ قرآن كجا ! « 5 » شايد مراد ابو هلال اين باشد كه تشبيه آيه به رابطهء بين هلال در روزهاى آخر و شاخهء خشكيدهء ديرينه اشاره دارد و بر مشاركت بيش از يك صفت مبتنى است و هر صفت با ديگرى متفاوت است .
شاخهء خشكيدهء ديرينه داراى ضعف يا ظرافت در شكل ، انحنا و زردرنگى است و
هامش
( 1 ) الصورة الفنية ، ص 208 .
( 2 ) رحمن : 24 .
( 3 ) الصناعتين ، ص 245 .
( 4 ) يس : 39 .
( 5 ) الصناعتين ، ص 251 .