دلالت تصويرى در ساختهاى بيان
مبنا و اساس در فهم تصوير نزد دانشمندان گذشته عرب از ايدهء رابطه بين ماده و صورت جدا نبوده است . اين يك مبناى فلسفى و روشن است كه فيلسوفان آن را بر شعر تطبيق دادهاند . البته اين فرض وجود داشته است كه شعر ، مثل ديگر صناعتها ، صناعت است و علت تصويرى در شعر ، همان زيبايى تأليف آن است كه با تخيل مقرون است . تخيل شيوهء خاصى در ساخت تأثيرگذار معانى و انديشهها است . اين انديشهها برداشت علماى بلاغت و ناقدان را نسبت به رابطهء بين لفظ و معنا عمق بخشيده است و زمينهساز فلسفى اين ايده گشت كه معناى واحد را مىتوان به روشهاى متعدّد و با ارزشهاى متفاوت با توجه به ساخت آن ادا كرد . « 1 » بر اين ايده دانش بيان بنا شد و در ميان علوم بلاغت عربى جايگاه خود را يافت . يعنى دانشى كه « به وسيلهء آن اداى معناى واحد به شيوههاى مختلف با روشنى دلالت شناخته مىشود . » « 2 » در بررسى تصوير هم بر آن تكيه مىشود . در اين دانش مباحث مجاز ، تشبيه و استعاره وجود دارد و براى پژوهشگر افقهاى گستردهاى را در كشف جنبههاى تصوير و روشن نمودن مواضع نوآورى در آن مىگشايد .
اين مباحث براساس انتقال از معنا به معناى معنا ، به قول جرجانى ، فهميده مىشود كه برگرفته از آن سخن معروف جاحظ است كه « شعر صناعت است و گونهاى از بافتن و جنسى از تصويرگرى . » « 3 »
پژوهشهاى تصوير قرآنى پس از جاحظ در مدار عبارت او دور زد و دانشمندان از آن نكتهها گرفتند . هريك از بخشى از آن در تأييد ديدگاه خود در اعجاز بهره بردند .
رمّانى ، خطّابى ، و باقلانى همگى برآنند كه قرآن كريم به فصيحترين واژگان در زيباترين نظم تأليف نازل شده است و بلاغت هم يعنى رساندن معنا به قلب در
هامش
( 1 ) الصورة الفنية ، ص 384 .
( 2 ) الايضاح ، ج 2 ، ص 212 .
( 3 ) الحيوان ، ج 3 ، صص 131 - 132 ؛ و دلائل الإعجاز ، ص 263 .