ب . انشاء غيرطلبى
اين قسم ، در پى مطلوبى نيست . داراى سبكهاى خاصى است . مثل ساختهاى مدح ، ذم ، تعجب ، قسم ، رجاء و صيغههاى عقود . اينها سبكهاى خبرىاند ولى مراد خبر نيست ، چون قابل صدق و كذب نيستند ، لذا در مباحث خبر نيامدهاند . علماى بلاغت به اين سبكهاى انشايى به خاطر فايدهء اندك آنها كمتر توجه دارند ، چون بيشتر آنها خبرهايى هستند كه از معانى اصلى نقل شدهاند . اما انشاء موردنظر آنها طلبى است كه گونههاى سخن در آن وجود دارد . « 1 » اين ، يعنى انشاء غيرطلبى ، داراى معانى متعددى نيست كه كلام ، مثل انشاء طلبى ، به آن سو رود . ملاحظه مىشود كه برخى از دانشمندان ترجى را جزء انشاء مىدانند كه به معناى بيم دادن است ، مثل
لَعَلَّ السَّاعَةَ قَرِيبٌ
« 2 » . اما خروج آن از معناى اصلى نادر است و چهبسا همين يك آيه باشد .
معانى خبر
خبر گستردهترين بخش كلام است ، اگر انشاء را استثنا كنيم بخش عمدهء كلام در آن است و داراى معانى فراوان است به قرار زير :
1 . امر ، مثل آيهء
وَ الْوالِداتُ يُرْضِعْنَ أَوْلادَهُنَّ حَوْلَيْنِ كامِلَيْنِ لِمَنْ أَرادَ أَنْ يُتِمَّ الرَّضاعَةَ
« 3 » . بافت بر اين دلالت دارد كه خداوند به آن فرمان داده است ، يعنى خبر نيست بلكه خبرى در معناى امر است ، يعنى اصل كلام اين است كه بايد فرزندان را شير دهند . خروج امر به صورت خبر تأكيد امر است و اشاره به اين دارد كه بايد فرمان را اطاعت كرد . « 4 »
2 . نهى ، مثل آيهء
وَ إِذْ أَخَذْنا مِيثاقَ بَنِي إِسْرائِيلَ لا تَعْبُدُونَ إِلَّا اللَّهَ وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً وَ ذِي الْقُرْبى وَ الْيَتامى وَ الْمَساكِينِ وَ قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً
« 5 » . عبارت لا تعبدون خبر به معناى نهى است .
همانطور كه مىگوييم « پيش فلانى مىروى و به او چنين مىگويى » مراد ما امر
هامش
( 1 ) معجم المصطلحات البلاغية ، ج 1 ، 334 .
( 2 ) شورى : 17 . الاتقان ، ج 3 ، ص 245 .
( 3 ) بقره : 233 .
( 4 ) الكشّاف ، ج 1 ، ص 369 .
( 5 ) بقره : 83 .