دشوارى بوده است . اين تصوير ترسناك در وراى خود احساس ترس و دلهره دارد . « 1 »
گاه مجاز از گذشتهء چيزى به زمان حالش تعبير مىكند ، مثل آيهء
وَ آتُوا الْيَتامى أَمْوالَهُمْ
« 2 » ، كه بالغان را يتيم ناميده است ، چون يتيمان را پس از سن بلوغ يتيم نمىنامند . اما عدول به صفت يتيم در آيه اشاره به سرعت دادن اموال پس از سن بلوغ دارد ، در ضمن قلب سرپرستان را نرم مىكند و اندوه و محروميت يتيمان از عطوفت پدر و مادر را به ايشان يادآور مىگردد . « 3 » اما در آيهء
وَ لا يَلِدُوا إِلَّا فاجِراً كَفَّاراً
« 4 » .
از وضع كنونى فرزندان به آيندهشان تعبير كرده است كه اشارهاى است به اينكه فرزند قطعا راه پدر را پى مىگيرد . « 5 » گاه مجاز با بافت آيات سازگارى ظاهرى دارد ، مثل مجاز در بافت دعوت نوح ع نسبت به آنان كه به پيام او ايمان نياوردهاند .
وَ قالَ نُوحٌ رَبِّ لا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْكافِرِينَ دَيَّاراً . إِنَّكَ إِنْ تَذَرْهُمْ يُضِلُّوا عِبادَكَ وَ لا يَلِدُوا إِلَّا فاجِراً كَفَّاراً
« 6 » . او از وضع كفر ريشهدارشان خبر داشت و خبر داد كه فرزندانشان نيز گناهكار و ناسپاس خواهند شد ؛ گو اينكه اين يك حقيقت است . زمخشرى مىگويد : اگر پرسيده شود چگونه دريافت كه فرزندانشان كافر مىشوند و چگونه هنگام تولّد به كفر توصيف مىشوند ، پاسخ آن است كه نوح ع نهصد و پنجاه سال زندگى كرد و از سرشت و احوالشان آگاه بود . گاه يكى از آنان فرزندش را نزد نوح ع مىبرد و مىگفت . از او بپرهيز كه او دروغگو است و پدرم مرا از او برحذر داشت .
پدر مىمرد و فرزند به همينسان پرورش مىيافت . « 7 »
اما مجاز جمله يا مجاز عقلى ، مثل آيهء
ناصِيَةٍ كاذِبَةٍ خاطِئَةٍ
« 8 » . خداوند پيشانى را به دروغ و اشتباه توصيف كرد كه بنابر اسناد مجازى است . هر دو در حقيقت از آن صاحبشان مىباشند ، در اين توصيف زيبايى و استوارى وجود دارد كه در عبارت
هامش
( 1 ) البرهان ، ج 2 ، ص 262 ؛ و التصوير البيانى ، ص 355 .
( 2 ) نساء : 2 .
( 3 ) الاشارة الى الإيجاز ، ص 70 ، و التصوير البيانى ، ص 357 .
( 4 ) نوح : 27 .
( 5 ) الاشارة الى الايجاز ، ص 71 .
( 6 ) نوح : 26 و 27 .
( 7 ) الكشّاف ، ج 4 ، ص 165 .
( 8 ) علق : 16 .