سازماندهى آن جنگ ، چه در مسجد الحرام و چه در جاى ديگر در راه انتشار اسلام فرا مىخواند ، قبل از آن آمده است . بافت به قدرت اشاره دارد كه عبارت فمن اعتدى عليكم با آن تناسب دارد ، بهگونهاى كه اعتداء جاى جزاء را گرفته است .
گاه سببيّت برعكس آنچه گفته شد ، مراعات مىشود مثل آيهء
إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوالَ الْيَتامى ظُلْماً إِنَّما يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ ناراً وَ سَيَصْلَوْنَ سَعِيراً
. « 1 » كه از سبب به مسبّب رسيد . « 2 » يعنى آتش مسبّب يا نتيجهء خوردن مال يتيم است . در اين مجاز نفرت ايجاد كردن از خوردن مال يتيم است . بافت آن را به تصوير مىكشد كه آتش با آنچه كه در شكمشان هست مقرون گشته است . اينها آتش را در دهانشان مىافكنند و در شكمشان شعلهور مىشود . « 3 »
مىفرمايد
قُمِ اللَّيْلَ إِلَّا قَلِيلًا
« 4 » يعنى نماز شب بگذار ، چون قيام بخشى از نماز است . « 5 » در اين نوع مجاز ملاحظه مىشود كه جزء نسبت به كل مهم و اساسى است .
قرآن كريم نماز را قيام ناميده است ، چون ركن مهم آن است و تنها با درستى آن نماز درست است . لذا آن را تشهّد يا بسمله نام ننهاد . « 6 » در ضمن ملاحظه مىشود كه آن را قيام ناميد نه ركوع يا سجود يا قرائت ، علىرغم اينكه اينها هم از اركان آن مىباشند ، چون بافت اقتضا مىكرد قيام ذكر شود . مىفرمايد :
يا أَيُّهَا الْمُزَّمِّلُ قُمِ اللَّيْلَ إِلَّا قَلِيلًا
« 7 » . فرمان به قيام كه پارهاى از نماز است با تزمّل ( در گليم پيچيده شدن ) يا برداشتن بار بزرگ تناسب دارد . « 8 »
مىفرمايد :
يَجْعَلُونَ أَصابِعَهُمْ فِي آذانِهِمْ مِنَ الصَّواعِقِ
« 9 » . انگشتان مجاز از سرانگشتان است . سر انگشت بخشى از انگشت است . حكمت آن اين است كه آنها بهطور غيرعادى انگشت در گوشهاشان فرو مىكردند كه براى گريختن از سختى و
هامش
( 1 ) نساء : 10 .
( 2 ) البرهان ، ج 2 ، ص 260 .
( 3 ) التصوير البيانى ، ص 352 .
( 4 ) مزّمّل : 2 .
( 5 ) الاشارة الى الايجاز ، ص 66 ، و البرهان ، ج 2 ، ص 265 .
( 6 ) التصوير البيانى ، ص 355 .
( 7 ) مزّمّل : 1 و 2 .
( 8 ) الكشّاف ، ج 4 ، صص 174 و 175 .
( 9 ) بقره : 19 .