كنايه كمك مىكند ، چون آيه در مقام بيان قدرت خداوند بر آفرينش تمام انسانها از يك نفس است . قبل از آن خداوند به اظهار بندگى و آگاهى اختصاصى وى از عالم غيب فرمان داده است ، چون اگر آدمى از غيب آگاه بود خير زياد براى خود مىخواست و از بدى پرهيز مىكرد . وقتى مىفرمايد :
هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ
، آيه در بافت قدرت آمده است و از جمله اينكه تمام انسانها را از آدم ع آفريد و در پى آن اشاره مىكند كه مراد از نفس واحد آدم است . اشاره به او با يادآورى ليسكن اليها آمده است . پس از آنكه واحدة و منها زوجها را آورده كه به معناى نفس اشاره دارد تا بيان كند كه مراد همان آدم ع است ، چون جنس مذكر است كه در كنار زن آرامش مىگيرد و اين يادآورى با معنا مطابقت بهترى دارد . « 1 »
خداوند در داستان پيامبر ص و زيد بن حارثه مىفرمايد :
ما كانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَدٍ مِنْ رِجالِكُمْ وَ لكِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَ خاتَمَ النَّبِيِّينَ وَ كانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيماً
« 2 » . عبارت أبا أحد من رجالكم كنايه از زيد است و از ذكر صريح نامش به خاطر دلالت ماقبلش عدول كرده است . فرمود
فَلَمَّا قَضى زَيْدٌ مِنْها وَطَراً زَوَّجْناكَها لِكَيْ لا يَكُونَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ حَرَجٌ فِي أَزْواجِ أَدْعِيائِهِمْ إِذا قَضَوْا مِنْهُنَّ وَطَراً وَ كانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولًا
« 3 » .
ملاحظه مىشود كه اين كنايه بدين معناست كه محمد ص به حقيقت پدر يكى از شما نيست تا حرمت خويشاوندى و ازدواج بين او و فرزندش ثابت نشود ، بلكه فرستادهء خداست و هر رسولى پدر امت خود است كه بايد به او احترام گذاشت و دلسوزى و خيرخواهى نسبت به مردم بر او واجب است . . . زيد هم يكى از مردانى است كه به حقيقت فرزند او نيست و حكم او حكم همهء شماست . عبارت و خاتم النبيّين به دلالت كنايى بر نفى پدرى كمك مىكند . چون اگر او پسرى بالغ داشت حتما پيامبر بود و محمد ص خاتم پيامبران نبود . « 4 »
يا فرموده است :
إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بَعْدَ إِيمانِهِمْ ثُمَّ ازْدادُوا كُفْراً لَنْ تُقْبَلَ تَوْبَتُهُمْ وَ أُولئِكَ هُمُ
هامش
( 1 ) الكشّاف ، ج 2 ، ص 136 .
( 2 ) احزاب : 40 .
( 3 ) احزاب : 37 .
( 4 ) الكشّاف ، ج 3 ، ص 264 .