آن نيايند ، تكيهگاه اعجاز نيست . رمّانى مىگويد : « اگر به تناسب ، زيبايى بيان ، با برهان درست ، در بالاترين مراتب ، اضافه شود ، اعجاز براى نيكسرشتان آگاه به گوهر كلام پديدار مىگردد . » « 1 »
عبد القاهر نيز بازتاب انديشهء رمّانى را تكرار و محور بحث را در نظم قرآن قرار مىدهد و منكر آن است كه تناسب لفظى و اعتدال آميختگى حروف در برترى بين دو عبارت اصل و پايه باشد ، ولى مىپذيرد كه گونهاى برترى و مايهء برترى كلامى بر كلام ديگر گردد . » « 2 »
فاصلههاى آيات
فاصلهها نمايانگر جنبهء هنرى بررسى دو بخش آهنگ يعنى ريتم و آوا در قرآن كريم و شامل تمامى قرآن مىباشند كه تأثير آن آشكار است .
در اينجا شايسته است به دو اصطلاح مفيد در تعريف و تعيين حوزهء بحث اشاره نماييم .
1 . مقطع . همان آيهاى است كه به شمارهاى ختم مىشود و در پايان آن معمولا وقف مىشود . از أمّ سلمه دربارهء قرائت پيامبر ص سؤال شد و گفت : حضرت ص قرائتش را آيه به آيه قطع مىكرد . و چنين تلاوت كرد :
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ . الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ
، كه بر هر آيه وقف نمود . « 3 »
2 . فاصله . كلمهء آخر در مقطع يا آيه مىباشد . مثل القمر و مستمرّ و مستقر در آيات
اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَ انْشَقَّ الْقَمَرُ . وَ إِنْ يَرَوْا آيَةً يُعْرِضُوا وَ يَقُولُوا سِحْرٌ مُسْتَمِرٌّ . وَ كَذَّبُوا وَ اتَّبَعُوا أَهْواءَهُمْ وَ كُلُّ أَمْرٍ مُسْتَقِرٌّ
. « 4 » فاصله در برابر قافيه در شعر است ، يعنى نقطهء اتكاء آوايى كه موجب نغمه و آهنگ مىشود و به اشاره توليد معنا مىكند . گاه مراد از فاصله حرف روى يا سجع است ، مثل حرف « راء » در سورهء قمر . لذا گفته شده است ، فاصلهها همان حروف همگن در مقطعها مىباشند . » « 5 »
هامش
( 1 ) النكت ، ص 89 .
( 2 ) دلائل الإعجاز ، ص 57 به بعد .
( 3 ) البرهان ، ج 1 ، ص 98 .
( 4 ) قمر : 1 - 3 .
( 5 ) النكت ، ص 89 .