نمىشود ، پديد مىآيد . » « 1 »
اهميت فاصلهها در قرآن در انحصارى بودن آن در قرآن است ، چون قرآن آن را به گونهء جديدى از گونههاى كلام عربى قرار داده است . كلام عربى قبل از اسلام شعر و نثر بوده است و پس از آن به قرآن و شعر و نثر بدل گشته است . لذا فاصلهها به سجع ناميده نمىشود ، چون قرآن بالاتر از آن است كه از لفظى عاريت بگيرد كه در اصل صداى پرنده است يا سجع در كلام بشر با آن مشاركت داشته باشد . » « 2 »
فاصلهها از جنبههاى اعجاز به شمار مىآيد ، چون در فهماندن خوب معانى سهيم است . لذا از سجع خارج است . چون در قرآن فاصله تابع معناست ولى در سجع ، معانى تابع آناند . » « 3 »
فرّاء از نخستين دانشمندانى است كه به تأثير فاصلهها بر سبك قرآن توجّه داده است كه اين در ترجيح برخى از قرائتها بر برخى ديگر توسط وى پيداست . چنان كه فرمود :
يَقُولُونَ أَ إِنَّا لَمَرْدُودُونَ فِي الْحافِرَةِ . أَ إِذا كُنَّا عِظاماً نَخِرَةً . قالُوا تِلْكَ إِذاً كَرَّةٌ خاسِرَةٌ
. « 4 »
فرّاء قرائت عظاما نخرة را ترجيح داده است ، چون آيات به الف مىباشند . « 5 » و نخرة و ناخرة دوچيزند . زمخشرى مىگويد « فعل از فاعل بليغتر است و آن استخوان پوسيده و توخالى است كه باد در آن مىگذرد و صداى خرّ و پف از آن شنيده مىشود . » « 6 » علت برترى دادن فرّاء ناشى از توجه به همگنى ميان فاصلهها است كه موجب انسجام در ريتم و پيوستگى در بافت مىگردد .
همچنين قرائت حذف « ى » از فعل يسرى در آيهء
وَ اللَّيْلِ إِذا يَسْرِ
« 7 » را ترجيح داده است كه به خاطر همگنى فاصلهها مىباشد ، چون عرب گاه حروف « ى » را حذف و به كسرهء ماقبل آن بسنده مىكند . « 8 » در اينجا هم نظم و انسجام آوايى را رعايت مىكند ، چون اگر قرائت از اين هماهنگى خالى شود ، در حقيقت از آن تأثير روانى و
هامش
( 1 ) المصطلح الصوتى ، ص 100 .
( 2 ) البرهان ، ج 1 ، ص 54 .
( 3 ) النكت ، ص 89 .
( 4 ) نازعات ، 10 - 12 .
( 5 ) معانى القرآن ، ج 3 ، ص 231 .
( 6 ) الكشّاف ، ج 4 ، ص 213 .
( 7 ) فجر : 4 .
( 8 ) معانى القرآن ، ج 3 ، ص 260 .