ميراث است و دادن آن بر ورثه دشوار است و براى آنها خوشايند نيست و اداى آن در معرض كوتاهى ورزيدن است ، بر خلاف دين ، چون به اداى آن مطمئن هستند ، لذا بر دين مقدم شده است تا به وجوب آن و شتاب در دادن آن به همراه دين تشويق نمايد . « 1 »
12 . براى تحقّق ما بعد آن و استغناى از آن
. مثل آيهء
إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمنُ وُدًّا
« 2 » . ايمان بر عمل صالح مقدم شده است ، چون موجب تحقق مابعد آن است . يا مقدم نمودن عمل زشت بر توبه در آيهء
وَ الَّذِينَ عَمِلُوا السَّيِّئاتِ ثُمَّ تابُوا مِنْ بَعْدِها وَ آمَنُوا إِنَّ رَبَّكَ مِنْ بَعْدِها لَغَفُورٌ رَحِيمٌ
« 3 » .
13 . توجّه به مخاطب
، مثل مقدم كردن آزادى برده بر پرداخت ديه و مؤخّر نمودن آن در قياس با خانوادهء مقتول در آيهء
وَ ما كانَ لِمُؤْمِنٍ أَنْ يَقْتُلَ مُؤْمِناً إِلَّا خَطَأً وَ مَنْ قَتَلَ مُؤْمِناً خَطَأً فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ وَ دِيَةٌ مُسَلَّمَةٌ إِلى أَهْلِهِ إِلَّا أَنْ يَصَّدَّقُوا
« 4 » . آزاد كردن برده بر پرداخت ديه در خطاب به مسلمانان مقدم شده است و پس از آيهء مذكور فرمود :
وَ إِنْ كانَ مِنْ قَوْمٍ بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَهُمْ مِيثاقٌ فَدِيَةٌ مُسَلَّمَةٌ إِلى أَهْلِهِ وَ تَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ
« 5 » . پرداخت ديه بر آزاد كردن بردهء مؤمن در خطاب به كافران مقدم شده است . دربارهء اين تقديم و تأخير گفته شده است كه مسلمان مقدم شدن حق خداوند بر خود را در آزاد كردن بردهء مؤمن مىبيند و كافر مقدم شدن خود را بر حق خداوند در پرداخت ديه .
14 . براى آگاه نمودن به اين امر مطلقى است نه مقيّد
. مثل مقدم شدن للّه بر شركاء در آيهء
وَ جَعَلُوا لِلَّهِ شُرَكاءَ الْجِنَّ
« 6 » . مقدم كردن در اينجا به اين معناست كه شايسته نيست براى خداوند شريكى از جن و غير جن باشد . اما اگر لله مؤخر مىشد تنها خبر دادن از آنها بود كه همراه خداوند جن را هم مىپرستند . « 7 »
15 . آگاه نمودن به اينكه علت به ترتيب است
. مثل مقدم شدن « پيشانى » بر « پهلوها » و « پهلوها » بر « پشت » در آيهء
يَوْمَ يُحْمى عَلَيْها فِي نارِ جَهَنَّمَ فَتُكْوى بِها جِباهُهُمْ وَ
هامش
( 1 ) الكشّاف ، ج 2 ، صص 508 - 509 .
( 2 ) مريم : 96 .
( 3 ) اعراف : 153 .
( 4 ) نساء : 92 .
( 5 ) نساء : 92 .
( 6 ) انعام : 100 .
( 7 ) نهاية الإيجاز ، ص 315 .