براى خدا و ترك هوا و هوس چه جمعى وجه فردى تشويق مىكند ؛ بدون شك حالت اجتماع در چنين امورى مهم است كه به آن آغاز شده است .
3 . علّيّت و سببيّت
، مثل تقديم العزيز بر الحكيم ، چون خداوند قادر است و حكم مىنمايد . در آيهء
رَبَّنا وَ ابْعَثْ فِيهِمْ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِكَ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ يُزَكِّيهِمْ إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ
« 1 » ، چون عزيز يعنى مقلوب نشدنى و قدرتمندى كه ارادهء چيزى كه كرده بر او دشوار نباشد . اما حكيم تدبيرگرى است كه بهخوبى و درايت تدبير مىكند . پس قدرت بر حسن تدبير مقدم است . بههمين جهت عزيز بر حكيم مقدم شده است . يا آيهء
إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ
« 2 » كه عبادت بر استعانت مقدم شده است ، چون علّت حصول كمك است . زمخشرى مىگويد : « اگر پرسش شود كه چرا عبادت بر استعانت مقدم شده است ، مىگوييم مقدم شدن وسيلهء قبل از طلب نياز ، پاسخ دادن را موجب مىشود . » شريف جرجانى مىگويد : « عبادت امرى است كه بندگان به وسيلهء آن به خداوند نزديك مىشوند و استعانت ، طلب نياز است . » « 3 » لذا اول تقرّب سپس طلب و بههمين خاطر ايّاك نعبد بر ايّاك نستعين مقدم شده است .
4 . مرتبه
، يعنى مقدم شدن براساس رتبه در مقايسه با شىء ثابت است . خداوند مىفرمايد :
« وَ عَهِدْنا إِلى إِبْراهِيمَ وَ إِسْماعِيلَ أَنْ طَهِّرا بَيْتِيَ لِلطَّائِفِينَ وَ الْعاكِفِينَ وَ الرُّكَّعِ السُّجُودِ »
. « 4 » سخن دربارهء بيت الحرام است كه طوافكنندگان بهخاطر نزديكىشان به آن مقدم شده است و سپس « اعتكافكنندگان » آمده است كه در جاى خاصى هستند و طواف بر خلاف آن است . يعنى طواف از اعتكاف عامتر است و مقدم شده است يا اعتكاف معمولا در خانههاى خداست « 5 » و باز بهخاطر عموميّت مقدم شده است و پس از آن به ركوعكنندگان و سجدهروندگان رسيد ، چون ركوع و سجود لازم نيست حتما در كعبه باشد .
5 . به فراخواندن
، مثل مقدم شدن چشم فروهشتن بر حفظ فرج در آيهء
قُلْ
هامش
( 1 ) بقره : 129 .
( 2 ) فاتحه : 4 .
( 3 ) الكشّاف ، ج 1 ، صص 65 - 66 .
( 4 ) بقره : 125 .
( 5 ) التعبير القرآنى ، ص 55 .