تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأسلوب في الإعجاز البلاغي للقرآن الكريم ( سبك شناسى اعجاز بلاغى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 270

مساهمون:

ص٢٧٠
مىباشد . در قرآن كريم هر دو لهجه آمده است اما غلبه با لهجهء حجاز است ، مثل آيهء
إِنْ تَمْسَسْكُمْ حَسَنَةٌ تَسُؤْهُمْ
« 1 » و آيهء
وَ مَنْ يَحْلِلْ عَلَيْهِ غَضَبِي فَقَدْ هَوى
« 2 » و
وَ اغْضُضْ مِنْ صَوْتِكَ
« 3 » و
وَ لا تَمْنُنْ تَسْتَكْثِرُ
. « 4 » اين آيات به لهجهء تميم‌اند :
مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ
« 5 » و
وَ مَنْ يُشَاقِّ اللَّهَ فَإِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقابِ
. « 6 » پس فك ادغام خلاف قاعدهء صرفى نيست و موجب عيب فصاحت نمىباشد ، چون در قرآن كريم آمده است . إجماع آن است كه هرگاه كلمه در قرآن بيايد ، فصيح‌تر از غير قرآن است . « 7 »

فرائد

از جنبه‌هايى كه دانشمندان در عظمت گزينش واژگان در قرآن دريافته‌اند چيزى است كه آن را فرائد مىنامند . اين خاص فصاحت است نه بلاغت كه براى ما در بيان راز آن گزينش در قرآن كريم مفيد خواهد بود . اگر گوينده‌اى را بياوريد كه واژگانى در كلامش در حكم نگين در گردنبند باشد ، بر دانش فصاحت وى و قدرت و عربىدانى او دلالت دارد ؛ به‌گونه‌اى كه اگر اين از كلام حذف شود ، بر فصيحان گران خواهد بود . در قرآن كريم از اين‌گونه واژگان فراوان است كه گردآورى آن ممكن نيست . مثل آيهء
فَلَمَّا اسْتَيْأَسُوا مِنْهُ خَلَصُوا نَجِيًّا
« 8 » . واژگان اين آيه همه حكم نگين دارند و بىنظير مىباشند . « 9 » نيكوترين آن استيئسوا و فصيح‌ترين آن خلصوا نجيّا مىباشد . فصاحت و بلاغت به‌ندرت يك‌جا با هم جمع مىشوند جز اين آيه ؛ چون اين دو لفظ به همراه فصاحت داراى ايجاز مىباشند كه بالاترين درجهء بلاغت مىباشد . « 10 »
هامش
( 1 ) آل عمران : 120 . ( 2 ) طه : 81 . ( 3 ) لقمان : 19 . ( 4 ) مدّثّر : 6 . ( 5 ) مائده : 54 . ( 6 ) حشر : 4 . ( 7 ) الفصيح ، مقدمهء محقق ، صص 54 - 65 . ( 8 ) يوسف : 80 . ( 9 ) تحرير التحبير ، صص 576 - 577 . ( 10 ) بديع القرآن ، ص 287 .