تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأسلوب في الإعجاز البلاغي للقرآن الكريم ( سبك شناسى اعجاز بلاغى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 269

مساهمون:

ص٢٦٩
دانشمندان به بيان وجه اعجاز برخى از واژگان طولانى - البتّه نه از حيث تعداد حروف - و حتى از حيث نظم و تأليف آنها با ساير كلام پرداخته‌اند . رافعى مىگويد : « در قرآن واژگانى آمده است كه از تعداد حروف و مقطع طولانىاند به گونه‌اى كه به وضع يا تركيب سنگين‌اند اما به شيوهء كاربرد و تركيب آنها در تركيبى غير ممكن به‌گونه‌اى آمده‌اند كه شيرين‌ترين و سبك‌ترين آنها از حيث تلفظ و تركيب مىباشند . مثلا كلمهء ليستخلفنّهم كه ده حرف دارد ولى از حيث تنوّع مخارج حروف و نظم حركات آن در تلفظگويى به چهار كلمه بدل شده است ؛ چون بر چهار مقطع تلفّظ مىشود . كلمهء فسيكفيكهم نه حرف دارد و داراى سه مقطع است . حرف ياء و كاف در آن تكرارى است و دو ياء ميان دو حرف كاف آمده‌اند . اين مدّ همان راز فصاحت واژه است . « 1 »

2 . مخالف قياس زبانى

دانشمندان رهايى از مخالفت با قياس را شرط فصاحت واژگان مىدانند . مثلا كلمهء « اجلل » در مصرع زير را مخالف قياس و غير فصيح مىدانند :
الحمد للّه العلىّ الأجلل
چون قياس در آن به ادغام است . « 2 » اما ورود كلمهء
اسْتَحْوَذَ عَلَيْهِمُ الشَّيْطانُ فَأَنْساهُمْ ذِكْرَ اللَّهِ أُولئِكَ حِزْبُ الشَّيْطانِ أَلا إِنَّ حِزْبَ الشَّيْطانِ
. « 3 » اعتراض است بر اين شرط . اين فعل به طور قياسى بايد « استحاذ » باشد اما در قرآن ، علىرغم مخالفت با قياس ، فصيح است ولى در غير قرآن غير فصيح . « 4 » ملاحظه مىشود كه فك ادغامى كه علماى بلاغت مخلّ فصاحت كلمه مىدانند ، از ويژگيهاى لهجهء حجاز است . حال آن‌كه ادغام از ويژگىهاى لهجهء تميم
هامش
( 1 ) تاريخ آداب العرب ، ج 2 ، ص 229 . ( 2 ) الإيضاح ، ج 1 ، ص 3 . ( 3 ) مجادله : 19 . ( 4 ) عروس الأفراح ، ج 1 ، ص 88 .