عجيب خواهد شد كه اين موقعيت بزرگ را در جان به دست خواهد آورد بهگونهاى كه آوردن مثل آن دشوار خواهد بود و در كلام فصيح بهندرت مىتوان شبيه آن يافت . « 1 » زمخشرى بر آن است كه خائنة صفت ديدن است ، يا مصدر به معناى خيانت ، مثل عافيت به معناى معافاة . مراد از استراق نظر به چيز حرام مثل نگاه اهل ريب ، خوب نيست ، كه مراد از خائنة چشمان باشد چون و ما تخفى الصدور با آن همراه نيست . ابن منير اسكندرى در ادامهء آن مىگويد : « با آن همراه نيست ، چون خائنة الأعين به معناى « الاعين الخائنة مىباشد و در برابر چشمان سينههاست نه آنچه كه سينهها پنهان مىكنند ؛ بر خلاف تأويل نخست ، يعنى « الاعين الخائنة » . پس مراد از آن نگاههاى چشمان است كه با پنهانيهاى سينهها مطابق است . « 2 »
نمونهها فراوان و غير قابل شمارش است تنها به اين واژگان براى تبيين مراد از آن اشاره شده است ، و گرنه واژگان قرآن همگى بىنظيرند ، چون واژگانش ، هرچند كه عربى مىباشند ، آن را با نظم معجزهآسا به جايگاه والايى رسانده است .
نتيجه اينكه خاستگاه بلاغت قرآن به بخش بزرگى از آن و دقّت بىانتهاى گزينش واژگان از حيث مطابقت لفظ و معنا و ميزان فوقالعاده در تسخير واژه براى آشكار شدن معنا و ارائهء آن در جلوهء مطلوب و مكان مناسب باز مىگردد .
امتياز واژهء قرآنى در كنار ريتم ويژه در گوش ، هماهنگى شگفت آن با معناست ، به طورى كه خواننده اشراف معناى مطلوب را حس مىكند يا گويى در آن درخششى است كه صورت معنا در برابر ذهن و چشمش مىتابد .
هامش
( 1 ) تحرير التحبير ، ص 577 .
( 2 ) الكشّاف ، ج 3 ، ص 421 .