عَلَيْهِمْ باباً مِنَ السَّماءِ فَظَلُّوا فِيهِ يَعْرُجُونَ . لَقالُوا إِنَّما سُكِّرَتْ أَبْصارُنا بَلْ نَحْنُ قَوْمٌ مَسْحُورُونَ
. « 1 »
2 . به معناى هرآنچه كه بالاست كه شامل آسمانها و ابرها و باران و جو و . . .
مىشود ، مثل آيهء
يُرْسِلِ السَّماءَ عَلَيْكُمْ مِدْراراً
. « 2 » كه در اينجا به معناى باران است . يا آيهء
أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً
« 3 » كه به معناى ابر مىباشد .
در آيهء
فَمَنْ يُرِدِ اللَّهُ أَنْ يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ وَ مَنْ يُرِدْ أَنْ يُضِلَّهُ يَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَيِّقاً حَرَجاً كَأَنَّما يَصَّعَّدُ فِي السَّماءِ
به معناى جوّ است .
يا فرموده است :
مَنْ كانَ يَظُنُّ أَنْ لَنْ يَنْصُرَهُ اللَّهُ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ فَلْيَمْدُدْ بِسَبَبٍ إِلَى السَّماءِ ثُمَّ لْيَقْطَعْ فَلْيَنْظُرْ هَلْ يُذْهِبَنَّ كَيْدُهُ ما يَغِيظُ
. « 4 » آسمان در اينجا يعنى سقف . يعنى هركس مىپندارد كه خداوند پيامبرش را يارى نمىكند پس ريسمان به سقف ببندد و خود را خفه كند ، چون محمّد ص ناگزير مورد حمايت و يارى خداوند است .
شكى نيست كه آسمان به اين معناى دوم عامتر و فراگيرتر از آسمانها است ، چون شامل آسمانها و غير آن هرچه بالا باشد مىگردد . پس گزينش واژهء آسمان با قول و آسمانها با راز كاربرد عام با عام و خاص با خاص است . « 5 »
فصاحت واژگان قرآن
تفكيك بين فصاحت واژگان قرآن و واژگان عربى دشوار است ، چون قرآن به زبان فصيح عربى نازل شده است و واژگان و تركيبهاى آن همان چيزى است كه در زبان عربى است . چنانكه ارزش قرآن مطلق است و محدود به مراحل تاريخى خاص نمىشود . لذا صبغهء ثبات و دوام دارد .
نتيجه اينكه معيارهاى فصاحت در زبان عربى همان در سطح اعجاز در متن قرآن است ، جز موارد اندك كه از احساس دانشمندان به ضرورت اختلاف معيارهاى هريك مىگريزد . بررسى اين موارد نادر به ما نشان مىدهد كه فصاحت
هامش
( 1 ) حجر : 14 - 15 .
( 2 ) نوح : 11 .
( 3 ) رعد : 17 .
( 4 ) حج : 15 .
( 5 ) التعبير القرآنى ، ص 41 .