تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأسلوب في الإعجاز البلاغي للقرآن الكريم ( سبك شناسى اعجاز بلاغى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 247

مساهمون:

ص٢٤٧
وى به راهى كه مفسران قبل از وى رفته‌اند يعنى شرح مفردات يا اعراب آن يا استخراج احكام شرعى از آن و يا بيان اسباب نزول يا تعريف ناسخ و منسوخ و ديگر روشهاى مفسران ، نرفته است . اما به اين اميد بود كه اعجاز نظم قرآنى و اسرار آن در واژگان و تركيبها به‌طور يكسان براى او كشف گردد « 1 » ؛ همان وجهى كه جرجانى در بيان آن كوشيد ولى مثل زمخشرى آن را بر قرآن تطبيق نداد . اعجاز از نظر زمخشرى در دو جنبه است : 1 . نظم ، 2 . خبرهاى غيبى . در تفسير آيهء
فَاعْلَمُوا أَنَّما أُنْزِلَ بِعِلْمِ اللَّهِ
« 2 » مىگويد « يعنى با آنچه كه جز خداوند از آن آگاه نيست يعنى نظم معجزه‌آسا و خبرهاى غيبى كه بشر هيچ راهى به آن ندارد ، همراه است . » « 3 » توجه به نظم و برگرفتن آن به عنوان تكيه‌گاهى در تفسير وجه اعجاز قرآن ، بحث زمخشرى را به بحث جرجانى سخت پيوند مىدهد كه در تكيهء زمخشرى بر نظم عبد القاهر به‌ويژه در گزينش معانى نحو و احكام آن خود را نشان مىدهد و هيچ جاى شك باقى نمىگذارد كه زمخشرى در بحث اعجاز متأثر از جرجانى است . « 4 » مثل تفسير آيهء
الم . ذلِكَ الْكِتابُ لا رَيْبَ فِيهِ هُدىً لِلْمُتَّقِينَ
« 5 » كه در ارتباط عبارات با هم از جهت نحوى اطالهء كلام مىدهد و سپس مىگويد : « آنچه كه در بلاغت ريشه‌دار است اين‌كه از اين امور نحوى صرف نظر شود و گفته شود الم خود يك جمله است و يا گروهى از حروف معجم كه خود استقلال دارند . ذلك الكتاب جملهء دوم و لا ريب فيه جملهء سوم و هدى للمتقين جملهء چهارم . توضيح آن اين است كه ابتدا توجّه داده است كه كلامى است كه به وسيلهء آن تحدّى شده است و سپس اشاره مىكند كه كتاب در غايت كمال است و بيانى است براى جهت تحدى و آنگاه شك و ترديد را از آن نفى نمود كه شهادت و گواهى است به كمال آن ؛ چه هيچ كمالى كامل‌تر از حق و يقين نيست و هيچ نقصى ناقص‌تر از باطل نمىباشد . . . سپس خبر داده است كه « مايهء هدايت تقواپيشگان است » كه بدين
هامش
( 1 ) اعجاز القرآن ، خطيب ، ج 1 ، صص 298 و 299 . ( 2 ) هود : 14 . ( 3 ) الكشّاف ، ج 2 ، ص 262 . ( 4 ) منهج الزمخشرى ، ص 219 . ( 5 ) بقره : 1 و 2 .