1 . سوابق كه سه مقدمه دارد : اول در فضيلت علم بيان ، دوم در بيان مواقع غلط در لفظ ، سوم در راه تحصيل آن .
2 . مقاصد كه سه ركن دارد : در دلالتهاى انفرادى ، مراعات احوال تأليف و شناخت احوال لفظ و نام بخشهاى آن در علم بديع .
3 . لواحق كه در بيان جهتى است كه بلاغت و اعجاز در قرآن به واسطهء آن حاصل مىشود .
در بخش لواحق آورده است كه طبيعت معجزهء قرآنى نزد مخاطبان تحدّى معلوم بوده است و لذا تحدّى درست است ؛ چون وجه بلاغى معجزهآسا از جنس همان چيزى بود كه بليغان و فصيحان عرب به آن عادت داشتند . مىگويد : « تحدّى به چيزى كه با جهل مخاطب به جهت تحدّى همراه باشد ، درست نيست . مثلا سخن زرگر كه به كسى بگويد من انگشترى ساختهام كه تو توانايى ساختن آن را ندارى . اين سخن زمانى درست است كه مخاطب از جهت ادعاى زرگر توانا باشد . اگر اين ملاحظه نباشد ، هر صنعتگرى مىتواند ادعاى ناتوانى افراد را بنمايد از اينكه مثل كار او ارائه دهند . »
وى سپس اعجاز را در پنج جنبه محدود مىكند و چهار جنبهء آن را بهسان جرجانى باطل اعلام مىكند و بر آن است كه اعجاز در نظم با گزينش معانى نحو و احكام آن در نظم است كه هر فن در رتبهء بالاى خود در لفظ و معناى انفرادى و تركيبى واقع شود . « 1 »
زملكانى به توضيح اعجاز به نظم در كتاب البرهان الكاشف مىپردازد و مىگويد :
مشخص شد كه اعجاز ناشى از جهت تأليف ويژه است نه مطلق تأليف يعنى واژگان از حيث تركيب و وزن معتدل و تركيبهاى آن از حيث معنا بالا باشند . » « 2 »
گمان مىرود كه وى از ديدگاه پيشينيان كه بر آن بودند كه اعجاز در نظم قرآن
هامش
( 1 ) همان ، ص 193 .
( 2 ) البرهان الكاشف ، ص 54 .