بودهاند ؛ هدف فهم قرآن كريم و مراد خداوند در يك سوره يا آيه است تا مردم به فرامين وى نزديك و از نواهى وى اجتناب نمايند . » « 1 » شايد جرجانى خود نقص رويكرد عقلانى را در دلايلش اين گونه دريافت از مقدمه يا وسيله فراتر رود و به موضوع برسد و از دلايل به ادلّه و از وسيله به غرض دست يابد . لذا مباحث بلاغى را به فصلى خاتمه داد كه درك بلاغى را به ذوق و احساس روحانى و امور مبهم و پنهانى ارجاع مىدهد . « 2 »
از جهت ديگر در تبيين آميختگى رويكردها در بررسى سبك قرآنى و تداخل آنها با هم و استفادهء آنها از هم براى ما مفيد است .
بلاغت نظم از نظر زمخشرى
زمخشرى ( درگذشتهء 538 ه ) رويكرد جرجانى در كشف وجه اعجاز را پذيرفت و از ابزارى كه وى به شرح و تفصيل آن پرداخت پيروى نمود . لذا كار زمخشرى به عنوان يك پژوهش تطبيقى در الرسالة الشافية و دلائل الإعجاز و اسرار البلاغة به شمار مىآيد . اين همان چيزى است كه تهمت نقص رويكرد عقلانى و قصور عبد القاهر در استشهاد به آيات و عدم تفسير بيانى وى از قرآن را از او دفع مىكند ؛ علىرغم اين كه يكى از آثار وى دلايل را بر خود حمل مىكند . علاوه بر اينكه كلمهء « دلائل » به معناى تفسير قرآنى نيست بلكه اشاره دارد به اينكه عبد القاهر ابزار و راهها و نشانههايى را ارائه نموده است كه در تبيين بيان قرآنى كمك مىنمايد . « 3 »
زمخشرى در پى آن بود كه دلايل اعجاز و شواهد آن را از آيات اقامه نمايد و تمام قرآن را حوزهء نظر بينندگان و جويندگان مواقع آن در آيات خداوند قرار دهد و لذا تفسيرش را براى تحقق اين هدف به نام الكف عن حقائق التنزيل و عيون الأقاويل فى وجود التأويل تأليف نمود . « 4 »
هامش
( 1 ) معالم المنهج البلاغى ، ص 74 .
( 2 ) دلائل الإعجاز ، ص 546 ؛ و الإعجاز البيانى للقرآن ، ص 111 .
( 3 ) معالم المنهج البلاغى ، ص 24 .
( 4 ) الكشاف ، ج 1 ، ص 18 .