تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأسلوب في الإعجاز البلاغي للقرآن الكريم ( سبك شناسى اعجاز بلاغى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 244

مساهمون:

ص٢٤٤
مگر اينكه با شعر ، كه ديوان عرب است ، آشنا باشد . . . و سپس به علل تفاوت در برترى و فضل شعر بر برخى ديگر برآيد . » « 1 » شايد ضعف رويكرد عقلانى از نظر او توجه به شعر و مدد جستن از آن در توضيح مسألهء نظم تفسيرگر اعتراضاتى باشد كه پژوهشگران مطرح كرده‌اند ؛ چون آنها بر اين اعتقاد بوده‌اند كه در كتاب دلائل الإعجاز هيچ دليلى وجود ندارد . گفته شده است « وى درصدد آشكار نمودن نظم بر مسألهء اعجاز قرآنى به آن استدلال مىكند و بهتر آن بود كه بيشتر مثالهاى وى از قرآن باشد ولى مىبينيم كه بيشتر به شعر استشهاد مىكند و به بيان جنبه‌هاى حسن و قبح آن مىپردازد . او گاه از اسرار زيبايى بيان غفلت مىورزد و تنها به ذكر گونه‌هاى مختلف و مرتبط با نحو بسنده مىكند . اگر وى درنگى در برابر بيان رازهاى تعبير به‌طور كلى و رازهاى بيان قرآنى به‌طور خاص مىنمود همان معجزه رخ مىداد يعنى آگاهى از اسرار ساخت قرآنى و اعجاز نظم از طريق تطبيق عملى در تمام قرآن يا بخش عمده‌اى از آن . » « 2 » گفته شده است شايد آنچه عبد القاهر نوشته بهترين نوشته در باب مسألهء نظم باشد ، اما ارتباط آن با اعجاز غير مستقيم است ، چون سبكهاى بلاغت عربى توجه دارد ، و در ارزيابى وى ، آن ابزارى براى فهم كتاب عربى فصيح است . وى در پرداختن به بخشهاى بلاغت به نظم قرآنى و استشهاد به آن توجه ندارد بلكه عمدا از آن روى برمىگرداند و مىگويد : « جهتى كه پژوهشگر از آن آگاه مىشود و علتى كه به واسطهء آن بلاغت نظم را درمىيابد ، استقراى كلام عرب و تتبّع در اشعارشان مىباشد . » « 3 » گفته مىشود « وى نكوشيد تا ميزان برترى عبارت قرآنى بر ديگر عبارتها را مشخص نمايد و اگر بپرسى كه دلايل اعجاز در كتاب عبد القاهر كجاست ، بيهوده سخن نگفته‌اى . تلاش وى در تبيين آثار عبارت قرآنى شايستهء ذكر نيست . كتاب وى
هامش
( 1 ) دلائل الإعجاز ، ص 9 . ( 2 ) فكرة النظم ، صص 83 - 84 . ( 3 ) دلائل الإعجاز ، ص 41 ؛ و الإعجاز البيانى للقرآن ، صص 108 - 109 .