خلاصه آنكه عيب بر چنين كسى تنها از جهت عيب او در دانش زبان است ولى نمىداند كه مسائل ظريف و رازهايى وجود دارد و راه آگاهى به آن انديشهورزى و تأمل است و لطايفى وجود دارد كه برگرفتن آن به وسيلهء عقل است و ويژگىهاى معنايى كه تنها از آن اين قوم است . علت آن است كه مزيت در كلام عارض مىشود و بايد از هم جدا گردند تا اينكه مسأله به اعجاز ختم شود و از توان بشر خارج گردد . » « 1 »
ملاحظه مىشود پس از تصحيح برخى از مفاهيم شايع به مسألهء اعجاز در قرآن كريم مىپردازد و آن را امور ظريف و رازهايى مىداند كه به وسيلهء زبان از آن حيث كه قرارداد است ، كشف نمىشود بلكه به وسيلهء عقل كشف خواهد شد ؛ چون اعجاز مبتنى بر آن است و برهان بر آن از آن آشكار مىشود و براى هر آنكس كه در پى دانش آن است ، هويدا است .
لذا بر هركس كه در پى درك اعجاز مىباشد واجب است كه خود آن را بيابد نه اينكه تقليد نمايد و يا آن را به شناخت عرب معاصر نزول ارجاع دهد . مىگويد : « به ما بگو از آنچه كه مسلمانان در ويژگى پيامبر ص ما اتفاق نظر دارند كه معجزهء او در طول روزگار ماندگار است . آيا معنايى غير از اين مىفهمى كه برهان آن همچنان پايدار و در اختيار هركسى است كه در پى دانش آن است و مىخواهد به آن برسد و حجت در آن و به واسطهء آن براى اهلش هويدا است . اگر تو در اين ترديد ندارى كه معنايى براى بقاى معجزه به قرآن وجود ندارد جز اينكه وصفى كه معجزه آن است براى هميشه در آن ماندگار است و راه آگاه شدن به آن هم وجود دارد و رسيدن به آن هم ممكن است ، پس بنگر چه كسى هستى . آيا در شناخت حجّت خداوند كاهلى مىكنى و نادانى را بر دانايى و آشكار نشدن را بر وجود آن ترجيح مىدهى ؟ » « 2 »
عبد القاهر به اين نكته اشاره دارد كه وجه اعجاز در قرآن براى كسى كه بخواهد
هامش
( 1 ) همان ، صص 6 و 7 .
( 2 ) همان ، ص 10 .