تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأسلوب في الإعجاز البلاغي للقرآن الكريم ( سبك شناسى اعجاز بلاغى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 226

مساهمون:

ص٢٢٦
ويژگىهاى نظم آن‌كه در بافت لفظ و شگفتىهاى خيره‌كننده از آغاز آيه و مقطع‌هاى آن و موقعيت‌هاى واژگان كه با آن مواجه شده‌اند ، موجب ناتوانى ايشان گشته است . » « 1 » پيداست كه عبد القاهر به اعجاز در متن قرآن نظر داشته ، پس از آن‌كه عموم دانشمندان به اعجاز در بيرون متن توجه نموده‌اند . اما در اين توجه تنها نيست چون قبل از وى تلاشهاى مفيد و ارزشمندى صورت گرفته است كه به وى اجازه داد تا راه نظم را بر مبانى عقلانى كه هنوز نزد بزرگان قبل از وى روشن نبوده است بنا نهد . نظم نقطهء آغاز بحث نزد جاحظ بوده است و باقلانى به ذوق گرايش يافت اما جرجانى آن را بر عقل بنا نهاد ، به‌ويژه در مسألهء گزينش معانى نحو و احكام آن در كلام و ترتيب آن برحسب ترتيب معانى در روان . البته نظم از نظر خطّابى نمايانگر اولين رويكرد عقلانى است .

بلاغت نظم از نظر خطّابى

وقتى خطّابى بر متكلمان در تفسير بلاغت چيرهء قرآن بر ديگر بلاغتها اعتراض كرد ، تنها به تسليم شدن بر نوعى از تقليد و گونه‌اى از غلبهء ظن و گمان و بدون تحقيق و فراگيرى دانش و بدون بحث از باطن علت راضى نشد . وى منكر توجه به ذوق تنها براى كشف وجه بلاغت قرآنى بود و به برگرفتن عقل به عنوان ابزارى براى رسيدن به باطن علت اشاره مىكند ، چون اعجاز امرى است كه ناگزير بايد علتى داشته باشد و اين علت همان اصل در حكم بر اعجاز است . خطّابى اشاره مىكند كه وى توصيف‌هاى بيرون از متن مثل دليل بر اعجاز به عدم معارضه با وجود انگيزه‌ها را بررسى كرده و چيزى نيافته است كه در نظر ثابت بماند يا در قياس استوار باشد و قاعده‌مند گردد ؛ پس وجه اعجاز بايد از متن قرآن
هامش
( 1 ) دلائل الإعجاز ، صص 38 - 39 .