تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأسلوب في الإعجاز البلاغي للقرآن الكريم ( سبك شناسى اعجاز بلاغى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 209

مساهمون:

ص٢٠٩
دشوار است تا جايى كه هيچ تأثيرى ندارد و به منزلهء چيزى است كه رخ نداده است . معنايى كه مايهء وحدت تبليغ و شكافتن است ، رساندن است اما رساندنى كه همچون شكستن شيشه تأثير دارد بليغ‌تر است . » « 1 » در باب تناسب مىگويد : « تناسب در تعديل حروف بدون فاصله يا نزديكى بسيار است كه به روانى آن بر زبان و گوش‌نواز بودن و قابل پذيرش بودن آشكار مىگردد . اگر به آن زيبايى بيان با درستى برهان در مرتبهء بالا اضافه شود ، اعجاز براى شخص نيك‌سرشت آگاه به گوهر كلام آشكار مىشود ؛ چنان‌كه بالاترين و پست‌ترين طبقهء شعر براى او آشكار مىگردد . » « 2 » در بخش فاصله‌ها ، فاصله‌هاى قرآن را از فاصله‌هاى بشر جدا مىنمايد ؛ مىگويد : تمام فاصله‌هاى قرآن از سر بلاغت و حكمت است ؛ چون راه إفهام معانى است كه در بهترين صورتى كه بر آن دلالت دارد ، به آن نيازمند است . اما سجع كه نخواست آن را بر فاصله‌هاى قرآن اطلاق نمايد ، چون از سجع ( بال زدن ) كبوتر است و ديگر آن‌كه تنها آواهاى هم‌خوان در آن وجود دارد . « 3 » در باب تجانس ، تفاوت بين اينكه مىگويند : « جزاء و جزاء » را با آيهء
فَمَنِ اعْتَدى عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ بِمِثْلِ
« 4 » كه هر دو از نوع تجانس مىباشند تبيين مىنمايد . مىگويد : « يعنى پاداش دهيد به آنچه كه استحقاق دارند آن هم به شيوهء عدالت ؛ اما براى دومى لفظ « اعتداء » استفاده شده است كه براى تأكيد دلالت بر مساوات در ميزان است ؛ براى زيبايى بيان به صفت ازدواج كلام آمده است . عرب هم مىگويد « الجزاء بالجزاء » كه اولى جزاء نيست بلكه از باب ازدواج كلام است . عمرو بن كلثوم هم مىگويد :
ألا لا يجهلن أحد علينا * فنجهل فوق جهل الجاهلينا
اين زيباتر است در بلاغت اما پايين‌تر از بلاغت قرآن است ، چون آن‌گونه كه بلاغت
هامش
( 1 ) النكت ، ص 80 . ( 2 ) همان ، ص 89 . ( 3 ) همان ، ص 90 . ( 4 ) بقره : 194 .