آورده است ؛ چون تشنه بر آب حريصتر است و به آن دلبستگى بيشتر دارد . آنگاه پس از اين نااميدى به حسابى دست مىيابد كه وى را به عذاب ابدى در آتش سوق مىدهد . تشبيه اعمال كافران به سراب تشبيه زيبايى است ؛ ضمن آنكه همراه آن زيبايى نظم ، شيرينى لفظ ، فايدهء فراوان و دلالت درست نيز مىباشد . » « 1 »
وى به استعاره و آنچه از آن از جهت بلاغت در قرآن آمده پرداخته و در بيان حقيقت و دلالت آن سخن گفته است . از جمله آيهء
وَ قَدِمْنا إِلى ما عَمِلُوا مِنْ عَمَلٍ فَجَعَلْناهُ هَباءً مَنْثُوراً
« 2 » . مىگويد : « حقيقت قدمنا يعنى عمدنا [ تكيه كرديم ] كه قدمنا از آن بليغتر است ، چون دلالت بر اين دارد كه با آنان همچون بازآمدگان از سفر برخورد كرده است يعنى بىتوجهى خداوند به آنان مثل آن است كه از آنان غايب است . آنگاه پيش مىآيد و آنها را بر خلاف فرمانى كه به آنان داد مىبيند . اين نوعى بيم دادن از فريب خوردن به مهلت دادن است . معنايى كه آن دو را وحدت مىبخشد عدالت است ؛ چون تكيه به ابطال فاسد ، عدالت است ولى قدم برداشتن بليغتر مىباشد .
اما هباء منثورا بيانى است كه امرى غير حسى را به صورت امرى حسى درآورده است . » « 3 »
اما در بخشهاى پيوستگى و تضمين و تصريف بر خلاف بخشهاى ديگر از حيث شرح و بسط ، زياد به ذكر نمونه پرداخته است . « 4 »
اهميت بحث رمّانى
اهميت بحث رمّانى در بلاغت عبارت قرآنى در نشان دادن تفاوت بين آن و عبارت بشر و مقايسهء ضمنى و مقايسهء پديدهاى است كه بهندرت آشكار مىشود .
خاستگاه وى در تمام اين موارد يك اصل كلى است كه همان ظهور اعجاز در جنبههايى است كه بيان نموده و با اجتماع امورى صورت مىگيرد كه به وسيلهء آنها
هامش
( 1 ) النكت ، ص 81 .
( 2 ) فرقان : 23 .
( 3 ) النكت ، ص 81 .
( 4 ) تاريخ النقد ، ص 341 .