همان را ملاك قرار داده است . بر ماست كه بپرسيم : آيا مىتوان اعجاز بلاغى را از جاهاى خاصّى و بريده از بافت آن برگرفت ؟ آيا مىتوان از ظاهر كار رمّانى پيروى نمود بدون آشنايى از خاستگاهى كه از آن آغاز كرده است ؟
رمّانى خود در بخش ايجاز - بخش نخست اقسام بلاغت از نظر وى - پاسخ مىدهد و يادآور مىشود كه ظهور اعجاز در وجوهى كه از ميان آنها برگرفته ، به انسجام كلام مىباشد ؛ حتى مثل كوتاهترين سوره يا بلندترين آيه باشد . « 1 »
اما وى تلاش خود را بر نكتهها متمركز كرد و توجه بسيارى به آن نمود تا جايى كه بلاغت نظم را از موقعيّتى كه وى را به كلام در بلاغت مشغول كرده و آن را با ديگر وجوه اعجاز قرار داده و بر آن « نقض عادت » نام نهاده بود ، خارج كرد . « 2 »
بلاغت عبارت از نظر ابو هلال عسكرى
ابو هلال كتابى در باب اعجاز بلاغى ننوشت اما اين انديشه از عواملى است كه نويسنده را به نگارش كتابش سوق داد . مىگويد : « شايستهترين دانشها به فراگيرى و برترين آن پس از شناخت خداوند ، بلاغت و شناخت فصاحت است كه به وسيلهء آن اعجاز كتاب خداوند شناخته مىشود . مىدانيم كه هرگاه آدمى از دانش بلاغت غافل بماند و به شناخت فصاحت خلل وارد نمايد ، به دانش اعجاز قرآن از آن جهت زيبايى تأليف و تركيب و ايجاز بىنظير و اختصار لطيف و حلاوت و شيرينى و رونق زيبايى با روانى واژه و سنگينى و زيبايى و ديگر ويژگيها و زيبايىهايى كه خداوند به آن اختصاص داده و بشر از آوردن آن ناتوان و خردها در آن متحيّر مىشوند ، دست نخواهد يافت . » « 3 »
وى بر مكتب آنانى است كه اعتقاد دارند اعجاز در زيبايى تأليف و تركيب نهفته است ولى مثل باقلانى ميان نظام تأليف و تصويرهاى زيبا تفكيك نمىافكند بلكه بر
هامش
( 1 ) النكت ، ص 72 .
( 2 ) همان ، ص 102 .
( 3 ) الصناعتين ، ص 7 .