تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأسلوب في الإعجاز البلاغي للقرآن الكريم ( سبك شناسى اعجاز بلاغى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 208

مساهمون:

ص٢٠٨
براى نفس ، آشكار مىشود كه كلام به واسطهء بلاغت در مرتبهء بالايى است . « 1 » اين اصل در هر جنبه از خلال سخن وى در باب تفاوت آشكار مىشود . مثلا در باب ايجاز ميان « القتل أنفى للقتل » و آيهء
وَ لَكُمْ فِي الْقِصاصِ حَياةٌ يا أُولِي الْأَلْبابِ
« 2 » دست به مقايسه مىزند و تفاوت را در چهار جنبه مىداند : 1 . آيه سودمندتر است . 2 . آيه موجزتر است . 3 . به واسطهء تكرار از تكلف دور است . 4 . به واسطهء حروف متناسب ، در تأليف زيباتر است . وى ، پس از شرح ، نتيجه مىگيرد كه « آيه با اجتماع اين امور از عبارت عربى بليغ‌تر و زيباتر است ؛ هرچند كه گفتار عرب نيز بليغ و زيباست . » « 3 » در باب تشبيه مىگويد : « تشبيه كردار كافران به سراب ، تشبيه نيكويى است ؛ علاوه برآن ، از زيبايى نظم ، شيوايى واژگان و فايدهء بسيار و دلالت درست برخوردار است . » « 4 » اين حكم بر ساير تشبيه‌هايى كه آورده جارى است ؛ هرچند كه اظهار نكرده است . يعنى تشبيه‌هاى قرآن با تشبيه‌هاى عرب به واسطهء تناسب واژگان و روانى آنها در تلفظ و گوش و معانى بسيارى كه از آنها استنباط مىشود و دلالت درست آنها كه نه ابهام دارند و نه پيچيدگى ، تفاوت دارند ؛ علاوه بر اين‌كه خود تشبيه بر رابطهء بين كردار كافران و سراب استوار است كه تشبيه‌هاى ديگر چنين نيستند . در باب استعاره به آنچه كه در قرآن از باب بلاغت آمده اشاره مىكند و ميان آن و استعاره در كلام بشر برترى نمىبيند جز اين‌كه به دلالت‌هاى استعارهء قرآنى در هر موضع اشاره مىكند كه استعاره‌هاى بشر چنين دلالت‌هايى ندارند . مثل آيهء
فَاصْدَعْ بِما تُؤْمَرُ
« 5 » حقيقت آن اين است كه « بلّغ بما تؤمر . » استعاره در آن از حقيقت بليغ‌تر است . چون شكافتن كارى ناگزير به تأثيرگذارى است ؛ مثل شكستن شيشه . گاه تبليغ
هامش
( 1 ) النكت ، ص 72 . ( 2 ) بقره : 179 . ( 3 ) النكت ، ص 72 . ( 4 ) همان ، صص 75 - 76 . ( 5 ) حجر : 94 .