در كتاب النكت كه به جمعآورى آنها و باببندى آن پرداخته ، مشخص مىگردد .
وى اينها را شرحى براى وجه بلاغى اعجاز قرار داده است .
اعتراض باقلانى بر بلاغت عبارت
باقلانى بر كار رمّانى در النكت « 1 » اعتراض نموده است ولى حقيقت آن است كه در بسيارى از موارد با او موافق است و از آن بهره گرفته و در امور اندكى با او مخالفت ورزيده است ؛ و آن به دو شرط بوده است :
1 . وجه بلاغى جدا از بافت آن باشد ؛ مثلا اينكه موضع قسم به تنهايى معجزه باشد يا موضع تشبيه يا تجنيس هريك جداگانه معجزه باشند .
2 . وجه بلاغى در مرتبهء بالايى از بلاغت باشد كه از توان بشر خارج باشد .
در آياتى كه متضمّن تشبيه است ، اعجاز بلاغى درست مىباشد اگر واژگان آيه و نظم و تأليف آن به آن اضافه شود ، علاوه براين كه تشبيه با زيبايى بيان هم مقرون باشد . « 2 »
اگر عبارت به روش بلاغت در بالاترين مرتبهء آن باشد ، در اين صورت اعجاز وابسته به بيان و مبالغه در معنا و صفت و تضمين معانى و فاصلهها و نيز پيوستگى ، استعاره ، ايجاز ، و تجنيس خواهد بود . « 3 »
اين نه وجه از ده وجه است . باقلانى وقوع اعجاز در قرآن را گاه با توجيه رمّانى آورده است و وجه تصريف را يكى از معانى وجه بلاغى از نظر او مىداند . مىگويد :
« تكرار يك قصه را در قرآن نگريستيم و ديديم كه هيچ اختلافى در آن نيست و متفاوت هم نمىباشد بلكه در نهايت بلاغت و اوج مهارت است ؛ لذا دريافتيم كه آدمى بر آن توانا نيست . » « 4 »
مهمترين اعتراض باقلانى بر رمّانى مسألهء گزينش نكتههاى بلاغى است كه تنها
هامش
( 1 ) اعجاز القرآن ، ص 275 .
( 2 ) همان ، ص 276 .
( 3 ) همان ، صص 283 و 284 .
( 4 ) همان ، صص 37 و 38 ؛ و النكت ، صص 93 و 94 .